بين خواهد رفت و سنّت الهى تغيير خواهد كرد . » « 1 » پس در اصل لزوم نيابت ترديدى نيست ، امّا از نظر اينكه چه كسى بايد نايب باشد نيز عقل به صورت بديهى حكم مىكند كه كسى بايد نايب باشد كه علاوه بر دارا بودن مقام عدالت و همچنين داشتن قدرت تدبير ، بتواند احكام الهى را از قرآن شريف و روايات استخراج كند تا دين از قياسها و استحسانها و از گرفتن قوانين از بيگانگان و . . . محفوظ بماند . چنين فردى در روايات اهل بيت ( ع ) به « راوى حديث » و در اصطلاح فقيهان به « ولىّ فقيه » مشهور است .
امام صادق ( ع ) مىفرمايد :
« يَنْظُرانِ إلَى مَنْ كانَ مِنكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَديثَنا وَ نَظَرَ فِى حَلالِنَا وَ حَرامِنَا وَ عَرَفَ احْكامِنَا فَلْيَرْضَوا بِهِ حَكَماً فَإنّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً » « 2 »
نظر كنند به كسى كه حديث ما را روايت كند و دقّت كند در حلال و حرام ما و بشناسد احكام ما را ، پس راضى شويد به او به عنوان حاكم ، پس به درستى كه من او را حاكم بر شما قرار دادم .
و نيز امام عصر ( ارواحنافداه ) مىفرمايند :
« وَ امّا الْحَوادِثُ الْوَاقِعَة فَارْجِعُوا فيِها إلَى رُواة حَديثِنَا فَإنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَ انَا حُجَّة اللهِ » « 3 »
در حوادث جديد به راويان حديث ما رجوع كنيد ، به درستى كه آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا هستم .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 23 ، ص 32 ، باب 1 ، ح 52
( 2 ) الكافى ، ج 1 ، ص 67
( 3 ) وسائلالشيعة ، ج 27 ، ص 140