تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
عالمان و انديشمندان شيعى آن را انكار نكرده است و اگر بگوييم از ضروريات شيعه است ، قطعاً اشتباه نكرده‌ايم . علّامهء مجلسى اعتقاد به رجعت را از بيش از چهل نفر از بزرگان دين مانند ثقة الاسلام كلينى و شيخ صدوق و شيخ مفيد و شيخ طوسى ( قدس‌سره ) نقل فرموده است . « 1 » د ) عقل : در قرآن كريم و روايات اهل بيت ( ع ) و فلسفه مسلّم است كه اين عالم احتياج به وجود « حجّت » دارد و اگر لحظه‌اى « حجّت » وجود نداشته نباشد ، اين عالم نابود خواهد شد . امام رضا ( ع ) فرمود : « لَو خَلَتِ الأرْضُ طَرْفَة عَيْنٍ منْ حُجَّة لَساخَتْ باهْلها » « 2 » اگر به اندازه يك چشم بر هم زدن ، زمين از حجّت خالى شود ، زمين اهلش را فرو مىبرد . « بيُمْنه رُزقَ الْوَرى وَ بوُجُوده ثَبَتَت الأرْضُ وَ السَّماءُ » « 3 » به بركت او ( حجّت ) به مردم روزى داده مىشود و به خاطر وجود او آسمان و زمين پايدار است . از سوى ديگر حضرت مهدى ( ارواحنافداه ) بعد از استقرار حكومت جهانى ، از دنيا مىروند . نتيجهء مطلب اين است كه بعد از آن حضرت بايد يكى از امامان زنده شوند و بر اين جهان حكومت كنند . نكته قابل توجّه آن است كه مسألهء رجعت ، مانند معاد است كه ما تنها دورنمايى از آن در اختيار داريم ولى اصل آن مسلّم و ضرورى است و اثبات خصوصيّات آن مانند خصوصيّات معاد لازم نيست ، بلكه ممكن نيست .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، ج 53 ، ص 122 ، باب 29 ، ذيل ح 161 ( 2 ) بصائر الدرجات ، ص 489 ( 3 ) مفاتيح الجنان ، دعاى عديله