رجعت يعنى آنكه بعد از ظهور حضرت مهدى ( ارواحنافداه ) عدهاى از پاكان و نيكان ، حياتى دوباره يافته و زنده مىشوند و از زندگى شيرين بهره مىبرند ؛ زيرا بعد از ظهور آن حضرت ، حكومت جهانى اسلام تا روز قيامت در خاندان نبوّت ( كه زنده مىشوند ) خواهد بود و به اهلبيت ( ع ) اختصاص دارد .
آنچه گفته شد خلاصهاى است كه مفصّل آن در بيش از صد و پنجاه روايت آمده است . « 1 » در ميان آن روايات ، رواياتى است كه امامان ( ع ) فرمودهاند : « كسى كه رجعت را قبول ندارد شيعه نيست . » « 2 » از همين جهت از صدر اسلام تاكنون هيچ يك از علما و بزرگان دين ، رجعت را انكار نكردهاند ، بلكه بسيارى از اصحاب ائمّه ( ع ) و علما و بزرگان در صدد بودهاند كه با دليلهاى چهارگانه ( قرآن كريم - سنّت - اجماع - عقل ) آن را اثبات كنند و اين كار را كردهاند و ما به اختصار به آن دليلها اشاره مىكنيم :
الف ) قرآن : در قرآن كريم آياتى وجود دارد كه ائمّه ( ع ) آنها را به رجعت تفسير كردهاند و علّامهء مجلسى آن روايات را در كتاب بحارالانوار آورده است . « 3 » ب ) سنّت : بيش از صد و پنجاه روايت در مورد رجعت از پيامبر گرامى ( ص ) و اهلبيت ( ع ) صادر شده است . « 4 » ج ) اجماع : رجعت در نزد شيعه امرى مسلّم و حتمى است و هيچ يك از
هامش
( 1 ) ر . ك : بحارالانوار ، ج 53 ، صص 149 - 39
( 2 ) بحارالانوار ، ج 53 ، صص 67 و 136 ، باب 29 ، ح 63 و 161
( 3 ) بحارالانوار ، ج 53 ، صص 39 الى 149
( 4 ) همان