نفس امّاره ستيز وجود دارد . بين بُعد ملكوتى و بُعد حيوانى انسان هميشه جنگ و جدال هست . در برخى از انسانها عقل و وجدان اخلاقى بر نفس امّاره پيروز مىشود و در برخى ديگر نفس امّارهء آنان زمام امور را در دست مىگيرد و بر آنان مسلّط مىشود .
انسانى كه بتواند نفس اماره را كه چون اسب چموش و سركشى است ، دهنه و لجام ببندد و او را كنترل كند ، بهترين وسيلهء عروج خود را به عرش الهى فراهم كرده است و مىتواند با آن به جايى برسد كه جز خدا نبيند . شاعر در اين زمينه چه نيكو سروده است :
اگر اين درنده خويى ز طبيعتت بميرد همه عمر زنده باشى به روان آدميّت
چنانچه نفس امّاره بر عقل انسان حاكم شود ، از آن مركبى مىسازد و انسان را به سوى وادى نيستى و نابودى مىبرد . تسلّط نفس امّاره بر آدمى منشأ تمام ظلمها و جنايتهاست . بهخصوص اگر انسان هوشمندى نتواند نفس امّاره را مهار كند ، مرتكب ستمها و جنايتهاى فراوانى مىشود . نمونهء آن معاويه و عمرو عاص هستند . در تاريخ از آنان به عنوان انسانهاى هوشمند و با كياست نام برده شده است ، اما آنان با پيروى از نفس امّاره ، آنگونه ظلمها و جنايتها را كه تاريخ شاهد آن است ، مرتكب شدند .
هميشه در جامعه افرادى با پيروى از نفس امّاره از ظلم به انسانها لذت مىبرند . انسانهاى زيادى نيز توانستهاند نفس امّاره را مهار و ملكهء عدالت پيدا كنند . آنان توانستهاند اين نفس را از راه خودش مهار كنند . نفس اماره نابود شدنى نيست ، ولى مىتوان از راه عقلى و شرعى آن را كنترل كرد . قرآن كريم مىفرمايد :
اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٣٠٦