تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ب ) گاهى ، حالت تلاطم و پشيمانى از گناه در درون انسان هست و به مجرّد ارتكاب گناه ، همين حالت او را وادار به توبه مىكند ، امّا گاهى اين حالت وجود ندارد ، بلكه « تَسويف » در توبه يعنى به آينده واگذار كردن و بى اعتنايى به گناه و فراموشى آن ، جاى پشيمانى را مىگيرد . در چنين وضعى معلوم است كه اين انسان ، خود را گناهكار نمىداند تا توبه كند . پس اينكه قرآن شريف « فوريّت » و « عدم تأخير » را در توبه ، شرط دانسته است ، باز هم حاوى يك نكته اخلاقى است و آن اينكه بى اعتنايى به گناه موجب عادت انسان به گناه مىشود و در اثر عادت ، ابّهت گناه از دل مىرود و در نتيجه گناه از ضمير آگاه انسان به ضمير ناآگاه وى منتقل شده و موجب مىگردد تا انسان خود را ، گناهكار نداند و در اين صورت طبيعى است كه توبه هم نمىكند . ج ) گاه انسان پس از ارتكاب گناه به دليل برخوردار بودن از ايمان ، پشيمان مىشود و از روى ايمان به خداوند و دستورات او ، خجالت زده شده و از خداى متعال عذر خواهى مىكند ولى گاه پشيمان مىشود ، امّا نه در اثر ايمان ، بلكه به دليل كيفرى كه در مقابل خود مىبيند ، نظير مجرمى كه چوبهء دار را در مقابل خود مىبيند و از كردهء خود پشيمان مىشود ، امّا ندامت او از سر ترس از كيفر است و نه به دليل آنكه عمل خود را زشت و ناپسند مىداند و به تعبير قرآن شريف چنين كسى اگر رها شود ، باز همان است كه قبلًا بود : قَالَ رَبّ ارْجعُون لَعَلّى اعْمَلُ صَالِحاً فيِمَا تَرَكْتُ كَلّا إِنَّها كَلمَة هُوَ قائلُها « 1 » مىگويد پروردگارا مرا بازگردان ، شايد در آنچه ترك كردم عمل صالحى انجام دهم ، چنين نيست .
هامش
( 1 ) مؤمنون / 100 - 99