تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
فرو مىرود و در حقيقت عملًا آخرت را فراموش و حتّى تكذيب مىكند ، طبيعى است كه با انبياء و اوصياء ( ع ) تناسبى ندارد و اعمال وى در ترازوى روز قيامت ، وزنى نخواهد داشت .

5 - 15 صراط

از قرآن شريف استفاده مىشود كه راه بهشت از جهنّم مىگذرد و همهء مردم بايد آن راه را طى كنند ، اگر بهشتى باشند از جهنّم مىگذرند و سپس به بهشت مىرسند و اگر جهنّمى باشند همانجا مىمانند و نمىتوانند از جهنّم خارج شوند :
وَ إنْ منْكُمْ الّا وارِدُها كانَ عَلى رَبّكَ حَتْماً مَقْضيّاً ثُمَّ نُنَجّى الَّذينَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظّالمينَ فيِها جثيّاً
« 1 » و همه شما وارد جهنّم مىشويد ، اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت ، سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مىبخشيم و ستمگران را كه به زانو در آمده‌اند در آن رها مىسازيم . و به همين جهت ، صراط را « پل صراط » ، ناميده‌اند ؛ گويى پلى است كه از روى جهنّم مىگذرد . و از آنجا كه آخرت ، باطن همين دنياست ، صراط آنجا نيز در حقيقت ، باطن صراط دنياست و از اينرو صراط در قيامت در دنيا نيز وجود دارد و آن ، همان « صراط مستقيم » است . قرآن كريم در آيات فراوانى صراط مستقيم را « اسلام » مىداند :
وَ أنَّ هذا صِرَاطِى مُسْتَقيِماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
« 2 »
هامش
( 1 ) مريم / 72 - 71 ( 2 ) انعام / 153