احكام كفالت
مسأله 1887 - كفالت آن است كه انسان متعهّد شود كه هر وقت طلبكار يا صاحب حقّ ، بدهكار يا متّهم را خواست او را حاضر كند ، و به كسى كه اينطور متعهّد شود كفيل مىگويند .
مسأله 1888 - در كفالت لفظ عربى لازم نيست بلكه به هر لفظى يا عملى كه باشد كفايت مىكند .
مسأله 1889 - كفيل بايد رشيد باشد و او را در كفالت مجبور نكرده باشند و بتواند كسى را كه كفيل او شده حاضر نمايد .
مسأله 1890 - كفالت به وسيلهء يكى از هفت مورد زير ، فسخ مىشود :
اوّل : كفيل ، بدهكار را به دست طلبكار بدهد .
دوّم : طلب طلبكار داده شود .
سوّم : طلبكار از طلب خود بگذرد .
چهارم : بدهكار بميرد .
پنجم : طلبكار ، كفيل را از كفالت آزاد كند .
ششم : كفيل بميرد .
هفتم : كسى كه صاحب حقّ است به وسيلهء حواله يا طور ديگرى حقّ خود را به ديگرى واگذار نمايد .
مسأله 1891 - اگر كسى به زور بدهكار را از دست طلبكار رها كند ، چنانچه طلبكار دسترسى به او نداشته باشد ، كسى كه بدهكار را رها كرده بايد او را به دست طلبكار بدهد .
مسأله 1892 - در كفالت رضايت كسى كه حقّ بر عهدهء اوست لازم نيست ، بنابراين رضايت بدهكار شرط نمىباشد .
مسأله 1893 - هرگاه كفالت به اجازهء شخص مديون باشد و كفيل ناچار شود طلب طلبكار را بدهد ، حقّ دارد آن را از بدهكار بگيرد ، ولى اگر به اجازهء او نبوده حقّ ندارد .