تماس با ديگران
يكى از مهمترين مباحثى كه بايد در روش سياسى اسلام مورد توجّه قرار گيرد مربوط به تماس شخص هدفى با ديگران است .
بايد با افراد غير هدفى معاشرتى گرم و دوستانه داشت يا همواره قهر و بى تماس بود ؟ عدّهاى طرفدار قهر و به اصطلاح مبارزهء منفى هستند و عدّهاى طرفدار معاشرت .
اوّلىها مىگويند : تجربه شده است اگر تماس بگيريم خودمان ضرر مىكنيم ، به آنها وجههء ملّى مىدهيم و سر خودمان كلاه مىگذاريم .
دومّىها مىگويند : بايد تماس داشت تا از راه دوستى و به لحن محبّت ، وجدان ديگران را بيدار كرد و يا لااقل آنها را در پوششى از حياء و شرم قرار داد كه كارى بر خلاف سنّت ما انجام ندهند .
اين دو عقيده كه ابتدا به صورت دو نظرّيهء علمى بود تدريجاً به صورت يك حكم مسلم دايمى تلقّى شد و دستهء اوّل گروه دوّم را بىدين خواندند كه اينهاآن طرفى هستند ، و گروه دوّم دستهء اوّل را متّهم به ارتجاع و ترك يكى از مراتب نهى از منكر نمودند كه اينها گوشه گير هستند و ارتجاعى فكر مىكنند و به علاوه يكى از مراحل اوّليّهء نهى از منكر تماس دوستانه است تا در طرف اثر بگذارد و دست از روش خود بردارد .
در اين گونه مسائل نوعا عدّهاى هم پيدا مىشوند كه پس از انتخاب يك طرف و مدتّى مناظره كردن ، مردّد مىشوند و مىگويند تشخيص