تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
علم حقوق اسلامى را بياموزند . ملت هايى كه از راه مطالعه و پرسش و همنشينى با دانشمندان رشد نسبى يافته‌اند كمتر به دام استعمار مىافتند و اين خود يكى از برنامه‌هاى ضدّ استعمارى اسلام است ، مكتبى كه صلاح ملت را نمىخواهد و در خدمت مترفين و رؤساء مكتب است نه تنها ترويج از دانش به تمام معناى كلمه نمىكند بلكه تا بتواند با آن به ستيز بر مىخيزد . اسلام مردم را به دانش و دانايى و پرورش درون خويش دعوت مىكند تا دلباختهء مظاهر استعمار نشوند . ادامهء حكومت استعمار بر آنگولا و موزامبيك و چاد و حتّى ويتنام جنوبى « 1 » براى اينستكه همهء مردم روشن نيستند و در نتيجه روشنفكران فداى جهل اكثريت و هوسهاى استعمارگران مىشوند . استعمارگر ، گر چه جهات اقتصادى را مىطلبد لكن به خوبى مىداند كه اگر فرهنگ اصيل ملت استعمار شده باقى بماند استعمارش ديرى نخواهد پاييد . اين است كه با تمام قوا مىكوشد تا ملت استعمار شده فرهنگ خود را از دست بدهد و از درون تهى شود . در ملتهاى روشن كه اكثريت قاطع افراد آگاهند ، استعمار اگر هم نفوذ كند ، دوامى نخواهد داشت . بديهى است كه روشن بينى ، تنفّر از جهل و ستم مىآورد ، و تنفّر تدريجا به انتقام مىكشد ، انتقامى سخت و براى استعمار مهلك ! و اين است كه مىگوييم هيچ گاه معنويّت از ماديّت
هامش
( 1 ) - اين نوشته مربوط به قبل از تحوّل آنگولا و ويتنام بوده است اكنون هم به نحوى ديگر گرفتارند .