بيچاره ملت مسلمان كه در زير پاى اين گونه بحثهاى بى فايده دست و پا مىزد و سودى جز ريخته شدن خونشان و از كف رفتن مالشان و آباد شدن خانههاى رؤسا دو گروه نمىبردند .
پيامبر اسلام كه توانست پيشروى كند و قدرت بت واستعمار بتپرست را بكوبد يكجهت هم اين بود كه از طرح اين مسائل پرهيز داشت .
اين حديث منقول كه
« العلم نقطة كثرهاالجاهلون » « 1 »
همين معنى را دارد يعنى نمىفهمد كه اين بحثها چه بروزگار اسلام مىآورد و چگونه انحراف افكار از اطراف خود و حوادث روز و مصيبتهاى حاضر اسلام را ايجاد مىكند .
امام صادق عليه السلام كه خود مىفرمايد . ما اصول مطالب را مىگوئيم وشما خود فروع آن را استخراج كنيد « 2 » در حديث العلم نقطه . . . نمىخواهد بگويد تفريع فروغ نكنيد ، اجتهاد نباشد ، درس و بحث تعطيل شود ، بلكه منظور همين مسائل بيهوده و انحراف ايجاد كن بوده است .
بيهوده از اين نظر كه در محيط عوام غير روشن ما ، فايدهاى جز ايجاد تفرقه ميان مردم ندارد . بايد محيط بحث قدرت درك داشته باشد . و لذا به نظر مىرسد نوعاً اين گونه مسائل از طرف گروههاى ديگر طرح مىشده است و آن گاه ائمه ما عليهم السلام فرمودند : « هر دو اشتباه مىكنند نه جبر است و نه تفويض بلكه چيزى ميان هر دو است » يعنى انسان همه كاره نيست و هيچ كاره هم نيست انسان كار مىكند ولى
هامش
( 1 ) - / علم يك نقطه است و نادانان آن را زياد مىكنند . سند حديث را نمىدانم درست است يا نه ؟
( 2 ) - / وسائل الشيعه كتاب القضاء .