آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويم « 1 »
آن چه كه ازدقت در روش كلامى قرآن كريم و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام به دست مىآيد اين است كه اسلام در درجه اول پس از مسائل اصيل اعتقادى ( كه پيش از اين گذشت ) به وظايف حتمى عبادى واجتماعى اهميت مىدهد و طرح مسائل ديگر را در مراحل بعدى پيش مىكشيد و يا از بسيارى طرحها احتراز دارد .
در وظايف هم بايد از مسائل واقعى سخن گفت نه مسائل فرضى و به فرموده على عليه السلام : از آنچه واقعيت عينى ندارد سئوال نكن زحمت واقعيات ترا كافى است « 2 »
و البته دين فطرى اسلام هم همين اقتضا را دارد . بسيارى از بحثهاى زائد است كه مردم را منزجر ساخته است . البته حساب بحثهاى كاملًا علمى جداست ، مثلًا هدف در بحثهاى اجتهادى حوزه تحصيل قوهء استنباط و اجتهاد است ، نه دانستن يك مسئله . در آن جا تحققى بودن يا فرضى بودن فرقى نمىكند . گرچه آنجا هم حتى المقدور ، تحققى باشد بهتر است .
هامش
( 1 ) - / اين شعر حافظ يك معناى دقيق فلسفى درستى دارد .
( 2 ) - / « لا تستئل عما لا يكون ففى الذى قد كان لك شغل » نهج البلاغه .