جمل نيز به على عليه السلام خيانت نمود ) در ذهن مردم به تقوى و ديانت معروف شده بود و اين هم از آن جهت كه برخى مردم گوشه نشينى و بى كارى و نفهمى را تقوى و ديانت مىنامند و البته اين از بزرگترين صدمات اسلام بوده كه به وسيله دستهاى مرموز استعمار به همراهى حب و جاه و خوشگذرانى برخى افراد داخلى به وجود آمده است .
قيافه ديانت ما بانه ابو موسى با اضافه نفهمى او كه به قول يكى از شعراى معاصرش « لم يدرما ضرب اسداس و اخماس » ( حاصل ضرب 5 و 6 را نمىدانست ) اين مشكل را به وجود آورد . عوام مردم به خصوص در محيطهاى عقب افتاده نمىتوانند فرق قدس وعقل را بفهمند . و بر خلاف تصريح مكرر ائمه عليهم السلام هر تقدسى را دين و عقل كاملى هم به حساب مىآورند .
حتى سكوت عبدالله بن عمر كه شخصى شهوتران بود ولى درميان مردم به پيروى از منطق نفاق ، قيافه ديانت و عبادت داشت براى على بن ابيطالب عليه السلام نوعى كارشكنى بود .
حارث بن حوط نزد آن حضرت آمده گفت فكر مىكنى من اصحاب جمل را گمراه مىپندارم ؟ حضرت فرمود حارث تو به زير پاى خود نگريستى و بالاى سرت را نديدى و به اين جهت سرگردان شدى ! تو حق را نشناختى تا اهل حق را بشناسى و باطل را نشناختى تا پيروش را بدانى . حارث گفت من نيز با سعد بن مالك و عبدالله بن عمر گوشه نشينى را انتخاب مىكنم !
حضرت فرمود سعد و عبدالله بن عمر حقيقتى را يارى نكردند و باطلى را مخذول نكردند « 1 »
هامش
( 1 ) - / نهج البلاغه ط 254