در چهل و اندى سال پيش ترجمه كردهايد و كتاب نحوالدستور ابوالاعلى مواردى را آرى گاهى از كوچكترين عمل شخص سوء استفاده شده و موقعيت زمانى و مكانى و اوضاع واحوال طورى است كه به نفع دشمن بهره بردارى مىشود در چنان شرايطى بايد در اعمال معمولى هم محتاط بود .
شيندهام ( راست يا و دروغ نمىدانم ) كه مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى را در عراق اغفال نموده در جلسهاى وارد كردند و خواستند عكس بگيرند و بدان وسيله از روشى كه مورد علاقه سيد نبود ترويج نمايند .
آن مرحوم همين كه متوجه جريان شد سر خود را طورى پائين انداخته و پيچيده كه در عكس شناخته نشود . و شنيدم كه به عنوان مرتب كردن آتش قليان قطعه زغال سوزانى را روى سرش انداختند تا مجبور شود سربردارد ولى او همچنان عمامه از سر برداشته با همان حالت اصلاح نموده بسر گذارد .
فرار رهبانان مسيحى از شهرها و عزلت در صومعههاى بيابان به همين نكته بود كه چون قدرت ستيز نداشتند نخواستند باسكوت خود بر كار سلاطين ، صحه بگذارند . ابن مسعود مىگويد پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله بر الاغى سوار بودم فرمود : مىدانى چرا بنى اسرائيل رهبانيت را پيش گرفتند ؟ گفتم : خدا و پيامبرش بهتر مىدانند .
فرمود : ستمگران و حكام جابرى پس از عيسى پيدا شدند كه گناه مىكردند و منحرف بودند ، مؤمنين با آنها پيكار كردند و سه مرتبه شكست خوردند و جز اندكى باقى نماندند . با خود گفتند اگر با همين روش مخالفت در ميان اينها بمانيم ما را مىكشند و كسى نمىماند كه
مرزها (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٩