درستكار باشد و با كسى كه موافق باشند احسانها مىكنند هر چند مستحق اهانت باشد . . . اگر عوام ملت از چنين فقها تقليد كنند همانند يهود خواهند بود كه خداوند مذمتشان فرموده است . ولى آن فقيه و عالمى كه خوددار باشد ودين خود را حفظ نموده با هوسهاى خود مخالفت ورزيده پيرو دستور خداوند باشد ، عوام مىتوانند از او تقليد كنند كه اين خصوصيات در برخى فقهاء شيعه موجود است نه همه آنها » « 1 »
در تقليد اطمينان مىخواهد چون شخص مقلد ، خوبى و بدى فتوى را نمىداند تا بگوئيم : حرف خوب را بگير و عمل كن ، از هر كس كه باشد .
تقليد مربوط به جائى است كه خود شخص ، اهل تشخيص و اجتهاد نبوده و مسائل را مىخواهد از مجتهدى پيروى كند .
پيدا است كه اين مطالب همانطور كه بر اساس اشكال « ترويج باطل » نيست ، به جهت باطل بودن همه گفتار ديگران هم نيست .
منظور اين است كه نبايد اطمينان نمود .
روش اصحاب ائمه و علماء سابق بر اين بوده كه اگر مطلب درستى را در جائى مىيافتند فوراً فرا مىگرفتند .
علماء قديم از دانشمندان مخالف مسلكشان استفاده مىكردند و از عنوان شاگردى آنها هم ناراحت نبودند وحتى اجازه نقل حديث - به سند رواياتى آنان - از آنها مىگرفتند .
كيست كه مقام مرحوم صدوق ( كه على المعروف به دعاء
هامش
( 1 ) - / بحار ج 2 ص 88 .