اسباب گناه نيروى گناه به وسيله همين غذائى است كه از فروشنده مىخرد و شخص گناهكار به كمك همين نيرو گناه مىكند .
و ليكن از نظر افكار عرف اجتماع هرگز اين فروشنده را از دستياران عمل زناى آن زناكار نمىشمارند و يا شريك قتل آن قائل و شريك دزد و . . . . نمىدانند .
و در نيتجه از نظر حقوق اسلامى و مدنى او را مجرم نمىدانند .
ترويج نيز همين طور است در سطح افكار اجتماع كه آنها ميزان تشخيص موضوعات حقوقى هستند اين طور نيست كه هرگونه همرنگى با فرد بد مسلكى را ، ترويج از مسلكش بشمارند ، وفىالمثل اگر آنها صبح غذا مىخورند ما حتماً نبايد بخوريم كه مبادا ترويج باطل شود .
اگر كسى نوشتهاى علمى را از انيشتين به زبان ديگرى برگرداند در هيچ اجتماعى او را مروج مذهب يهوديت نمىشمارند .
و اگر قرآن كريم « چهارماه حرام » را كه در جاهليت احترام داشته و در آنها متاركه جنگ مىنمودند پذيرفت و قانون احترام را تثبيت فرمود هرگز نمىتوان گفت قرآن ترويج شرك نموده است .
قرآن كريم از نيكان به اينطور توصيف مىكند كه : « الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه » كسانى كه گفتهها را گوش مىدهند و خوبترين آن را انتخاب و پيروى مىكنند .
و مخصوصاً با كلمه جالب « پيروى » مىفرمايد تا در انجام خوبىها اين تعصبات پيدا نشود كه : اين عمل خوب است ولى عنوان ثانوى :
( پيروى از شخص بد ) دارد . پس نبايد انجام داد ، يعنى : از كار خوب آنها پيروى كنيد و خيلى هم خوب است .
مرزها (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١١٤