اين دو عقيده اعتقاد اهل تسنن است و به اين دو توجيه در ادله ولايت على ، عليه السلام آن حضرت را خانه نشين مىكنند .
يعنى همانطور كه همان بسيارى از شيعيان تفسير مىكنند و تصور مىكنند ولايت اهل بيت يعنى دوستى آنها ، و ياد گرفتن مسائل شرعى و فرعى كه در حقيقت منصب مسئله گوئى به اهلبيت مىدهند و سرپرستى امور را از آنها سلب مىكنند .
ولايت به معناى سرپرستى و رياست و اداره همه امور مسلمانان است كه در حديث امام هشتم عليه السلام نظام دين و دنيا ناميده شده است .
و اگر اين ولايت تنها مربوط به زمان حضور امام عليه السلام باشد بايد گفت در غيران دوشه قرن اوليه ، بزرگترين ركن اسلام تعطيل شده و پيامبر اسلام و قرآن كريم با همه قوانين متقن و محكمش هيچگونه فكرى براى مهمترين مسئله اجتماعى وبزرگترين گرفتارى جوامع انسانى نكردهاند .
ولايت همان سرپرستى است و براى هميشه از طرف خداوند در سطح اجتماع ، سرپرستى معيّن شده است . منتهى گاهى يك سرپرست معصوم و خالى از هرگونه اشتباهى چون ائمه عليهم السلام و گاهى يك سرپرست غير معصوم ولى عادل و دانا روشن و بيغرض و حافظ دين . و به همين جهت است كه ائمه عليهم السلام در روايات مكرّرى كه درباره اركان اسلام بيان داشتهاند همانطور كه نماز و روزه و حج و زكات را بدون اختصاص به زمان يا محيط خاصّى آوردهاند همچنين ركن ولايت و سرپرستى را كه بزرگترين ركن اسلام است و در سوره مائده برابر همه زحمات پيامبرش صلى الله عليه و آله قرار داده است بدون قيد و اختصاص به زمان و محيط معيّنى ذكر فرمودهاند .
مرزها (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٠١