كرد . » « 1 » همهء آن چه را كه شيعه دربارهء فضايل على عليه السلام و اهل بيت عليهم السلام نقل مىكند بسيارى از اهل تسنّن هم نقل مىكنند . دقت در منابع حديثى و تفسيرى اهل تسنّن اين مطلب را به وضوح اثبات مىكند ، ليكن حدّ فاصل شيعه و سنى مسئله « حكومت و ولايت » است كه آنها معتقد نيستند و حكومت را با نصب الهى نمىدانند بلكه با « شورى » و يا « نصب خليفه قبل » ، و يا « قهر و غلبه » مىدانند . البته پيداست كه اينها از باب توجيه واقعه پس از وقوع است . چون ابوبكر با شورا به حكومت رسيد شورا را قبول مىكنند و چون عمر با نصب ابوبكر به حكومت دست يافت آن را قبول مىكنند و چون معاويه با قهر وغلبه حكومت را گرفت آن را قبول مىكنند . به هر حال آن هاشيعه نيستند با اين كه بسيارى فضايل و كمالات اهل بيت را هم قبول دارند . روايات نصب على عليه السلام توسط پيامبر صلى الله عليه و آله را - / همانند حديث غدير خم - / توجيه مىكنند . . . توجيهاتى كه هيچ انسان عاقل و با انصافى نمىتواند بپذيرد و يقيناً دانشمندانشان خود ، حقيقت را دريافتهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) - / به نقل « ردّ الصراع » تأليف امام خنيزى
( 2 ) - / شرح مذاكره مرحوم شرف الدين با شيخ سليم مفتى مصر را در كتاب مراجعات ببيند و دو كتاب اخير كه به وسيله برخى از برادرانى كه جديداً شيعه شدهاند نوشته شده ملاحظه كنيد : كتاب « ثم اهتديت » آقاى تيجانى و تأليفات ديگر ايشان ، و كتاب « ركبت السفينة » آقاى مروان خليفات . و اگر حوصلهء بيشترى داريد به كتاب پرارج « الغدير » از مرحوم علامه امينى مراجعه فرماييد ، « وفّقكم اللّه ان شاء الله »