هستى و در چه فكرى ؟ عرضه داشت : به فكر ظلم هايى كه به مادرم فاطمه زهرا شده است . »
چه سادهاند آنها كه مىگويند : يك نزاعى بود و تمام شد . و چه زشت است كلام آن شخصى كه در مصاحبه با مجلهء « نداى اسلام » منتشره در زاهدان مىگويد : « اختلافاتى كه بين اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بوده اختلافات داخلى بوده اما دوستانه بوده و به هيچ وجه از روى دشمنى نبوده است ، اختلافاتى را كه بين حضرت على عليه السلام و سه خليفه قبل از ايشان خصمانه نقل مىكنند همه ساخته و پرداختهء دستگاههاى اموى و عباسى است و رواياتى كه هست هيچ كدام معتبر نيست . . . حضرت على عليه السلام دخترش را به همسرى عمر درآورد و جناب عمر داماد حضرت على عليه السلام بود . . . ائمّه ما از امام باقر به بعد همگى از نوادگان دخترى جناب ابوبكر هستند . . . » ! اين گونه كلمات ظاهراً در يك حالت هشيارى از اين گوينده صادر نشده است ! و چه بگويم ؟ حرف بسيار است . گر چه « سينه مىگويد كه من تنگ آمدم فرياد كن » ليكن « عادت به ناله كرده دل دردمند من . ترسم گمان برند كه درمانم آرزوست » .
قرآن كريم در آيهء كريمه 57 احزاب مىفرمايد : « آنها كه خدا و
حديث لو لا فاطمه ... (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٣٩