تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
« پايان اين بحث » از آنچه دربارهء مواد سه گانه تاكنون گفتيم ، به دست آمد كه وجوب و امكان و امتناع ، سه گونه كيفيت براى روابط و نسبتهاى قضايا هستند ، و وجوب و امكان هم دو صفت وجودى هستند ، چون قضاياى صادق كه وجوب و يا امكان جهتشان مىباشد ، با توجه به جهت منظور با واقعيت خارجى خود مطابقت دارند ، يعنى جهت منظور در قضيه ، هم در اين صدق و مطابقت دخالت دارد ، وقتى مىگوييم : انسان بالضروره حيوان است يا بالامكان كاتب است ، واقعيت اين است كه كتابت امكانى مطابق واقع است نه مطلق كتابت ، و بالضروره حيوانيت براى انسان ثابت است و جهت ضرورت هم در اين مطابقت با واقع دخالت دارد . از اين دخالت در مطابقت با واقع به خوبى معلوم مىشود كه وجوب و امكان دو صفت وجودى هستند كه در خارج هم تحقق دارند ، البته نه وجود مستقل بلكه به وجود موضوعشان . ضرورتى كه در ثبوت حيوانيت براى انسان است وجود خارجى دارد ولى در ضمن وجود حيوانيت و انسان ، و با آن وجود ، نه به وجودى مستقل . درست به همان گونه كه همهء معانى فلسفى هستند ، مفاهيم وحدت و كثرت و ازليت و حدوث و قوه و فعل و . . . همه اين طور هستند . وصفهائى وجودى هستند كه براى موجود مطلق ( كه موضوع فلسفه است ) ثابت هستند و وجود دارند . به اين طور كه اتصاف يك شىء به آنها در خارج است ولى عروض آنها بر اشياء در ذهن مىباشد . وحدت يك صفت مستقل خارجى مثل رنگها و اشكال نيست كه در خارج عارض شوند ، گر چه وجودى مستقل نيستند ، بلكه عروض آنها - مفاهيم فلسفى - بر اشياء در ذهن است ليكن همين عروض ذهنى منشاء اتصاف خارجى
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 97 | السيد محمد حسين الطهراني