تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

فصل يازدهم : « هر مجردى عالم است »

وجود مجرد از نظر ذاتى كامل و تمام بوده قوه‌اى ندارد كه با استكمال بخواهد به فعليت برسد ، و بنابراين هر كمالى كه برايش ممكن باشد بالفعل برايش محقق است ، علم به خود يكى از مهمترين كمالات است و بنابراين حتما ذات تام و كامل مجرد ، براى خودش معلوم است ، و چون علم حصولى استكمالى در مجرد نيست علم مزبور به طور حضورى است . در مورد علم مجرد به غير خودش هم بايد گفت چون ذاتش تماميت داشته قوه ندارد هر صفت امكانى را بالفعل واجد است ، و شك نيست كه امكان تعقل يك ذات تمام ديگرى كه امكان تصور دارد ، براى مجرد وجود دارد ، و بنا به دليل مزبور امكان مزبور فعليت دارد ، و بنابراين هر مجردى به طور بالفعل ، هر مجرد تام الوجود ديگرى را هم تعقل نموده عالم است ، چنان كه معلوم مجرد ديگر نيز هست ، به همان دليل . و بدين حساب هر مجردى عالم به خود و به هر مجرد ديگر به طور حضورى مىباشد . ممكن است بگوييد : مقتضاى دليل شما اين است كه نفس انسانى هم كه مجرد است هر معقولى را بداند و اين خلاف بداهت است . ولى توجه كنيد كه اگر نفس انسانى مجرد كامل بود همين طور بود ليكن نفس انسانى فقط ذاتا مجرد است نه در مقام عمل . ليكن به جهت همين تجرد ذاتيش خود را بالفعل و به طور حضورى تعقل نموده عالم
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 250 | السيد محمد حسين الطهراني