تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
آن توقف دارد . چون علم و ادراك تصديقى به هيچ قضيه‌اى تعلق نمىگيرد مگر پس از علم به امتناع نقيض آن . مثلا در صورتى مىتوان قضيه : « عدد چهار ، جفت است » را تصديق كرد كه كذب خلاف آن يعنى « عدد چهار ، جفت نيست » را به طور قطع بدانيم . به همين جهت است كه قضيه : « اجتماع و ارتفاع نقيضين محال است » را اولين بديهيات اوليه شمرده‌اند . يكى از احكام تناقض اين است كه هيچ چيزى در جهان از حكم دو نقيض ( در هر تناقضى ) خارج نخواهد بود . هر چه را فرض كنيد يا زيد بر آن تطبيق مىشود و يا عدم زيد . سپيدى يا عدم سپيدى و همين طور در مثالهاى ديگر . شايد نيازى به توضيح نباشد كه آنچه پيش از اين دربارهء ارتفاع نقيضين از مرتبهء ماهيت گفتيم منافاتى با مطلب اينجا ندارد . صحبت اين جا ، اين است كه هيچ گاه دو نقيض از يك مورد خارجى نفى نمىشوند و هر چيزى بالاخره در يكى از دو طرف جاى دارد ولى آنچه در آن بحث ( خصوصيات ماهيت ) گفتيم اين بود كه ماهيت چيزى است بالاتر از وجود و عدم . نه وجود در ذات ماهيت نهفته است و نه عدم . ماهيت بنفسه فقط خودش مىباشد و بس . عريان و عارى . انسان از حيث ماهيت انسانيت نه موجود است و نه لا موجود . حدّ انسان حيوان ناطق است نه حيوان ناطق موجود و يا حيوان ناطق معدوم . پس آن بحث مربوط به ذات يك شىء است ، و اين بحث مربوط به مورد خارجى و تحقق ، بدون تقيد به جنبهء ذات . يكى از خصوصيات تناقض اين است كه تناقض در قضايا هشت شرط مشهور دارد كه بدون آنها تناقض تحقق پيدا نمىكند . همان