هشت شرطى كه در كتابهاى منطقى ذكر شده است . مرحوم صدرالمتالهين وحدت حمل را هم اضافه كرده ، و گفته است كه حمل در دو قضيه بايد حتما حمل اولى ذاتى باشد و يا در هر دو حمل شايع صناعى باشد ، هر دو مثل هم باشند . و بنابراين اگر بگوييم : « جزئى جزئى است و جزئى جزئى نيست » . اگر منظور اين باشد كه جزئى مفهوما جزئى است و موردا و مصداقا جزئى نيست و كلى است ، تناقضى نيست .
اين هم به خوبى روشن است ، چه اشكال دارد كه جزئى از نظر معنى و مفهوم كلى همان جزئى باشد ولى از نظر مصداق و مورد كلى باشد يعنى كلمه و مفهوم جزئى ، خودش كلى بوده خاصيت كلى را داشته باشد و همين طور هم هست . « 1 »
فصل دهم : « تقابل وحدت و كثرت چگونه است ؟ »
در اين جهت اختلاف كردهاند كه تقابل واحد و كثير بالذات است يا نه ؟ و اگر بالذات است متضايفان هستند يا متضادان ؟ يا يك نوع مخصوص تقابل است غير از چهار نوع تقابل معروف ؟
حقيقت اين است كه اختلاف واحد و كثير اصلا جزو تقابل
هامش
( 1 ) . - وحدتهاى لازم را اگر بخواهيم به تفصيل ذكر كنيم حدود سى وحدت خواهد شد كه سابقا در كتاب « مقصود الطالب » ذكر كردهايم و اگر بخواهيم با جمال برگذار كنيم بهتر است همان جملهء غزالى را بگوييم : در هر قضيهاى آنچه در قضيهء ديگر است بايد رعايت شود مگر كيف و كم و جهت