علتهاى جسمانى از نظر تعداد آثار ، و زمان عمل ، و شدت عمل ، محدود و متناهى هستند . فلاسفه گفتهاند : علت اين مطلب اين است كه انواع جسمانى عالم ، حركت جوهرى دارند و بدين جهت در ذات خود متحركاند ، و چون حركت قابل تقسيم و انحلال است پس طبايع و قوائى كه در طبيعت است منحل و منقسم به اجزاء و حدودى است كه هر يك معين و محدود بوده نه پيش از آن حدّ هستند و نه پس از آن .
از طرف ديگر علتهاى جسمانى ، هر گونه عملى بخواهند انجام دهند بايد همراه وضع خاصى ميان آنها با ماده باشد ، زيرا همانطور كه در وجود خود نيازمند ماده هستند در ايجاد نيز محتاج ماده مىباشند .
احتياج به ماده در ايجاد به اين است كه به وسيلهء ماده وضع خاصى با معلول خود پيدا مىكنند ، و پيدا است كه همه جا وضع خاص مناسب پيدا نمىشود . آتش و سيگار در وضع خاصى يكديگر را جذب مىكنند ، آب و پارچه هم همين طور . دورى و نزديكى و اوضاع مخصوص در تاثير علل جسمانى دخالت دارند .
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٦