3 - ديموكريت گفته است كه جسم مجموعهاى از اجزاء كوچك سخت است كه حجم بسيار اندكى دارد كه قابل قسمت خارجى نيست ليكن تقسيم وهمى و عقلى را مىپذيرد . « 1 »
4 - مشهور متكلمين گفتهاند جسم از اجزائى تشكيل شده كه به هيچ وجه قابل تقسيم نمىباشند ، نه تقسيم خارجى و نه وهمى و نه عقلى .
فقط قابل اشارهء حسّى است . اجزاء مزبور متناهى هستند و فاصله هائى با هم دارند كه هر گاه وسيلهء برندهاى بر جسم دارد شود بر فواصل مزبور واقع شده نفس اجزاء تقسيم نمىشوند . وسيلهء برنده روى فاصلهها قرار مىگيرد نه ذرات جسم . « 2 »
5 - همان عقيدهء متكلمين ، با اين تفاوت كه مىگويند اجزاء جسم نامتناهى هستند . « 3 »
اينها عقائد مربوط به حقيقت جسم هستند . عقيدهء پنجم و چهارم كه به وضوح باطل است زيرا جاى سؤال است كه اين اجزاء غير قابل تجريه كه مىگوييد ، حجم دارند يا نه ؟ اگر هيچ گونه حجمى ندارند امكان ندارد كه از اجتماعشان يك جسم حجم دار تحقق پيدا كند و اگر حجم دارند لازمهاش اين است كه لا اقل تقسيم وهمى و عقلى داشته باشند به فرض كه در صورت كوچكى بسيار زياد قابل تقسيم خارجى نباشند به علاوه اينكه اگر اجزاء مزبور غير متناهى باشند جسم حاصل از آنها نيز بايد غير متناهى باشد .
البته اعتقاد به جزء غير قابل تجزيه اشكالات زيادى دارد كه در كتابهاى مفصل بيان شده است .
هامش
( 1 ) . - به اسفار ج 5 ، ص 17 ، و مباحث الشرقيه فخر رازى ج 2 ، ص 10 ، رجوع شود
( 2 ) . - اسفار ح 5 ، ص 16 ، مباحث الشرقيه فخر رازى ج 2 ، ص 8
( 3 ) . - مباحث الشرقيه ج 2 ، ص 9 ، ، اين عقيده را به نظام نسبت داده است