مىبردند و گه گاه مىشنويم كه هنوز هم كم و بيش به طور خصوصى انجام مىشود .
از بردگى يك ملّت مىگويم كه چگونه اجتماعى را از هستى ساقط مىكنند و براى انحراف افكار فريادهاى اعتراض را بر سر و روى مسلكهاى ديگر نثار مىكنند .
معمولا وقتى از رفتار پيروان مكتبهاى غير اسلامى انتقاد مىكنيم و روش استعمارگرى پيروان مسيح ( ع ) را ذكر مىكنيم ، در پاسخ مىگويند : از خود مكتب سخن بگوئيد نه از پيروان . . .
و البته در جاى خود سخنى درست است ولى خود درصدد انتقاد از پيروان ظاهرى اسلام ، درمىآيند درحالىكه در طول تاريخ اسلام هيچگاه مسلمانان در هيچ موقعيّت جنگى و غيره همچون ديگران جناياتى نداشتهاند .
از جنگهاى صليبى نمىگويم كه مكررا شنيده و خواندهايد كه در تبادل فلسطين ، مسيحيان چه مىكردند ، و مسلمانان چطور ؟ ، از روش حيله گران استعمارگران مسحيى در اندلس نمىگويم كه چگونه از طريق تعارف شراب و فحشاء جوانان را سست كردند و بر گردهء اجتماع سوار شدند و مملكت را هم صاحب !
در همين اواخر خودتان اوضاع مسلمانان كشمير و جمهورى چاد و الجزائر و ممالك عربى مجاور اسرائيل غاصب را مشاهده كنيد .
نگاهى به بردگى (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٢٣