- متعدّى : شخص متجاوز و خسارت زننده بر ديگرى .
- مُسكرات : چيزهاى مست كننده .
- مِثْلى : چيزهايى كه همانند زياد دارد و مىتوان همانندش را بجاى او داد ، نظير پول طلا ، نقره ، اسكناس ، حبوبات ، برخى داروها ، مصنوعات ماشينى .
- مَغْبون : شخص ضرر ديده .
- منصرف : كلمه يا كارى كه ظاهر در چيز خاصّى باشد و عرف مردم از آن چنين بفهمند .
- مُحْصِنْ و مُحْصِنَة : معناو شرايط آن در مسئله حدّ زنا ملاحظه شود .
- مخمّس : مالى كه خمس آن داده شده است .
- مثقال معمولى : 24 نخود ، در برابر مثقال شرعى است كه مقدار آن 18 نخود مىباشد .
- مثقال صيرفى : همان مثقال معمولى است يعنى 24 نخود .
- متجاهر به فسق : كسى كه علناً و بدون پردهپوشى گناه و فسق انجام مىدهد .
- مُؤلّفه : آنها كه خواستار دوستيشان هستيم ، كسانى كه با دادن زكات و صدقات به آنان ، مىخواهيم به اسلام و مسلمانان در جنگ با كفّار متمايل و علاقهمند شوند .
- مُتصوّر : چيز قابل درك و فهم و تصوّر .
- مسافت شرعى : هشت فرسخ مستقيم يا رفت و برگشت .
- منزل ( در باب نماز مسافر ) : مقصود توقّفگاههاى بين راه است كه معمولًا مسافرين مدّتى در آنجا منزل مىكنند نه منزل به معناى معروف آن .
منصوب : تعيين شده از طرف مقام صالح شرعى .
- موقوفٌ عليهم : افراد يا طبقات و يا اصنافى كه چيزى براى آنان وقف شده است .
- مطلق زمين : هرگونه زمين ، اين تعبير درمسئله منع زن از ارث زمينهاى ملكى شوهر گفته شده و مقصود هرگونه زمين ، چه زمين خانه و مسكونى و يا غير آن مثل زمين باغ و كشت و زرع مىباشد .
- محلّ اشكال است : اين جمله در مواردى به كار رفته كه مرجع تقليد نظر قطعى ابراز نداشته و در اين گونه موارد مقلّد مىتواند احتياط نمايد و يا به مرجع ديگرى با شرايطش مراجعه كند .
- محلّ تأمّل است : نظير ( محلّ اشكال است ) مىباشد .
- مجهول المالك : ملكى كه مالكش شناخته نشده است .
- مُحارب : از ريشه حرب يعنى جنگ آمده ، كسى است كه با مردم و مقرّرات عمومى و
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى) — صفحة 590
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٥٩٠