قيمى : چيزهايى كه چون مثل و مانند زيادى ندارند فقط با قيمت محاسبه مىشود مانند حيوانات ، جواهرات و امثال آن .
- قصيل : دانههاى گياه كه هنوز در خوشهها سبز است و براى علوفه حيوان مصرف مىشود .
- قصد انشاء : قصد بوجود آوردن يا بهم زدن چيزى نظير نكاح و زوجيّت يا طلاق ، قصد زوجيّت يا رجوع به زن در طلاق رجعى بوسيله صيغههاى مربوط به آنها .
- قربت مطلقه : براى خدا انجام دادن كارى بدون اينكه قصد واجب يا مستحب بشود .
- قرينه : نشانه ، علامت و راهنما .
- قَذف : نسبت ناروا چون زنا يا لواط به كسى دادن .
- قصد رجاء : به اميد بردن ثواب براى عملى .
- قرار نفع : مقصود شرط بهره و سود در قرض دادن است .
- قصاص : تلافى به مثل در قتل عمد و جراحات بدنى .
- قبض : در اختيار گرفتن ، تحويل گرفتن .
- قرعه : نوشتن نام مورد نظر روى چيزى چون كاغذ يا چوب و سپس بدون نگاه يكى را بر گرفتن .
- قصد اقامه : تصميم مسافر بر ماندن ده روز در يك محلّ .
- قيام متّصل به ركوع : قيام پيش از ركوع بشكلى كه از حال قيام به ركوع رود .
« ك »
- كفّاره جمع : معنا و خصوصيّات آن در مسائل روزه ملاحظه شود .
- كافر ذمّى : كافرى كه از اهل كتاب و در پناه حكومت اسلامى طبق مقرّرات خاصّى زندگى مىكند .
- كبار ورثه : وارثان بزرگسال ميّت ( نه اطفال ) .
- كفو : همشأن و همطراز شرعى و عرفى انسان .
« گ »
- گِل داغستان و گِل ارمنى : دو نوع گِلهاى معدنى هستند كه براى معالجه بعض امراض مىخورند .