- نَرد : يك نوع بازى قمار است كه با تخته خاصّى و مهرههائى برد و باخت مىشود .
- نصف مُشاع : نصف بخش نشده مجموع يك چيز .
« و »
- وطى : عمل جنسى .
- ولى ميّت : كسى كه شرعاً مسئول انجام تجهيزات و امور ميّت مىباشد نسبت به زن ، شوهر ولى او است و بر ديگران مقدّم است و در غير زن و شوهر ، ولى ميّت كسانى هستند كه در ارث بر ديگران مقدّم باشند يا خصوص پسر بزرگ يا پدر .
- واجب كفايى : واجبى است كه اگر يك نفر آن را انجام داد تكليف از ديگران ساقط مىشود ، نظير كفن و دفن ميّت .
- وطن : مقصود از وطن درمسئله مسافر و تبعيد بعضى مجرمين يا فروش حيوان وطى شده در آن ، همان شهر محلّ سكونت يا محلّ جرم انجام شده است نه وطن به معناى كشور .
- ولى شرعى طفل : پدر و جدّ پدرى و در صورت نبودن آنان كسى كه از طرف حاكم شرع تعيين مىشود .
- وقف به حركت و وصل به سكون : معنا و احكام آنها . در مسئله قرائت ملاحظه شود .
- ولى مقتول : كسى است كه از او ارث مىبرد جز زن و شوهر . مسائل متفرقه قصاص و ديات ملاحظه شود .
- وقف خاصّ : وقف براى طبقه و صنف خاصّى .
- وقف عامّ : وقف براى عموم مردم يا گروه غير مشخّص چون فقراء مثلا .
« ى »
- يائسه : زنى است كه ديگر حامله و عادت نمىشود ، در قُرشيّه بعد از پايان شصتسال و در غير قُرشيّه بعد از پايان پنجاه سال است .