« م »
- مفلس : شخص ورشكسته .
- ماه هلالى : ماه قمرى .
- مجتهد جامع الشرايط : مجتهدى كه تمام صفات مرجعيّت تقليد و فتوا دادن را دارا باشد . مسئله 3 ملاحظه شود .
- مُحرَزْ : قطعى و يقينى .
- مطهّر : پاككننده .
- مَخرج : محلّ خروج مدفوع و بول .
- متنجّس : چيز نجس شده .
- متّهم نيست يا نباشد : مقصود اتّهام بىاعتنائى به پاكى و نجسى و در بعضى موارد بىاعتنائى به دستورات دين بطور كلّى مىباشد .
- مِفصل : جايى كه عضوى از عضو ديگر جدا مىشود .
- مَسّ : رساندن جايى از بدن به جايى .
- مُطلقا : بدون قيد و شرطى كه پيش يا بعد گفته شده باشد .
- مشروع : آنچه را خداوند بهعنوان احكام دين تعيين فرموده است .
- مُحدِث : كسى كه حدث اصغر يا اكبر از او سر زده باشد .
- مُستضعف فكرى : كسى است كه از نظر رشد فكرى عقب مانده و فاقد قدرت تشخيص و ادراك لازم مىباشد .
- مَحْجور : كسى است كه به حكم حاكم شرع از تصرّف در اموال خود ممنوع شده باشد .
- مشروط عليه : كسى كه در ضمن معاملهاى و يا مستقلّا متعهّد شده كارى را به خواست طرف خود انجام دهد .
- مباشرت : انجام دادن كارى يا معاملهاى بدون واسطه و بدست خود انسان .
- معتنا به : چيز قابل توجّه و اعتناء .
- مَحارم : افرادى كه به انسان محرم هستند .
- مَهر السّنة : پانصد درهم نقره سكّه دار ( هر درهمى تقريباً معادل 150 تومان پول روز به حساب آخر سال 1373 ) مىباشد .
- مَهر المثل : آنچه معمولًا و عرفاً در مورد مقدار مهريّه زنهاى مثل زن مورد نظر تعيين مىكنند .