- تمكّن : داشتن قدرت بر كارى .
- تعدّى : زيادهروى .
- تخلّى : بول و غائط كردن .
- تكبيرةالاحرام : تكبير واجب اوّل نماز كه با آن نماز شروع مىشود .
« ث »
- ثلث : يك سوّم مال يا هر چيزى .
- ثلثان : دو ثلث . معنا و شرايط آن در « مطهِّرات » ملاحظه شود .
« ج »
- جُنب از حرام : با كار حرامى جنب شدن .
- جاهل قاصر : جاهلى است كه امكان ياد گرفتن احكام خدا را نداشته و يا اصلًا غافل بوده يا خود را جاهل نميدانسته .
- جاهل مقصّر : جاهلى است كه در جهل خود مقصّر بوده مانند كسى كه توجّه به جهل خود و امكان آموختن احكام را داشته و كوتاهى نموده است .
- جبيره : معنا و دستور آن در « احكام وضو » ذكر شده است .
- جنس كلّى و عوض كلّى : آنچه به ذمّه و عهده انسان باشد از جنس يا عوض آن كه در وقت معيّنى تحويل طرف دهد به آن كلّى گويند .
- جنين : حمل نارس در رحم .
- جوف : داخل و باطن چيزى .
« ح »
- حدّ وسواس : حدّ آن به تشخيص عرف و مردم مىباشد .
- حدّ ترخّص : مقدار مسافتى است كه ديوارها و اذان شهر از آنجا ديده و شنيده نشود .
- حدّ شرعى : مقدار معيّن تازيانه و شلّاقى كه در شرع مقدّس براى پارهاى جرائم تعيين شده و بدست حاكم شرعِ صالح اجراء مىشود .
- حدث اصغر : چيزهاى كه فقط موجب وضو مىشود .
- حدث اكبر : كار و چيزى كه موجب غسل مىشود .