« ب »
- برىءالذّمّه كردن : بخشيدن حقّى كه بر ذمّه ديگرى است .
- بالسّويّه : بطور مساوى .
- بسط يد امام ( ع ) : قدرت داشتن امام ( ع ) و بودن او در رأس حكومت .
- بعيد نيست : ظهور در فتوا دارد .
- بيع شرط : معاملهايكه در آن شرط شود طرفين يا يك كدام تا مدّت معيّنى بتوانند آن را بهم بزنند .
« ت »
تقليد : عمل نمودن طبق فتواى مرجع تقليد .
- تحت الحَنَك : قسمتى از عمامه كه به زير گلو يا روى شانه انداخته مىشود .
- تسبيحات اربعه : چهار جمله : سُبْحانَ اللّه - وَالْحَمدُ لِلّه - وَ لا الهَ الّا اللّه - وَ اللّهُ اكْبَر كه در ركعتهاى سوّم و چهارم نماز خوانده مىشود .
- توكيل : وكيل گرفتن براى خود يا ديگرى .
- تبرّع : مجّانى و بدون عوض كار كردن .
- تمكين زن : اجازه همبستر شدن با او .
- تعزير : مقدار مجازاتى است كه به نظر حاكم شرع براى گناهانى كه حدّ خاصّى ندارند تعيين مىشود .
- تنفيذ : تأييد نهائى و لازم الاجراء نمودن حكم و قانون .
- تمليك : چيزى را ملك كسى يا مؤسّسه و محلّى قرار دادن .
- تقيّه : انجام كارى از روى ترس از مخالف مذهب يا دشمن جان انسان ( حفظ نمودن انسان خود را از دشمن و مخالف مذهب . )
- توريه : - پنهان كردن منظور اصلى در يك عبارت - گفتن كلامى يا انجام كارى كه طرف از ظاهر آنها چيزى ميفهمد ولى گوينده و فاعل آن ، چيز ديگرى را اراده نمايد .
- تنزيل سفته : مبادله كردن سفته با مبلغى كمتر از اعتبار آن .
- تلقيح : وارد نمودن منى مرد بوسيلهاى در داخل رحم زن .
- تشريح : پاره كردن بدن مردگان جهت آگاهيهاى پزشكى و غيره .
- تخلّف : انجام ندادن عمدى كارى را كه بايد انجام داد .