تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
است مطلب آن است كه نيازى به توسعهء زكات نبوده است . البته جهات ديگرى هم در كار بوده است مثلًا زحمت زياد كشاورزى در مورد برخى اجناس . آرى اتومبيل نبود تا زكاتى بر آن وضع شود ، ليكن اسب بود . و بر آن هم زكاتى قرار ندادند و شايد يكى از نكات معاف بودن اسب و حيوانات ديگر اين بوده است كه نگهدارى شتر و گاو و گوسفند آسانتر و كم خرجتر بوده است و مناسب نبوده كه بر حيوانات ديگر كه نگهدارى آنها خرج بيشتر و زحماتى دارد مالياتى بسته شود . اگر در تاريخ بعدى اسلام شتر از ميان رفته و از اين جهت ضررى به درآمد زكات خورده است ، ليكن محصول غلّات به مراتب فزونى يافته و جبران نموده است و اگر برنامهء اسلام اجرا مىشد ، محتاج به اختصاص همين مقدار زكات هم به مسئلهء فقر نمىشديم . به هر حال در آن زمان بيش از اين 9 مورد لازم نبوده است مانعى نيست كه در زمانهاى ديگر به حسب نياز جامعهء اسلامى حاكم در حكومت اسلامى زياد و كم نمايد و از طرف ديگر اگر در اموال ديگر زكات نيست قانون خمس يعنى يك پنجم در آمد كه ثابت است . آيهء قرآنى خمس را از نظر بگذرانيد : « و اعلموا انّما غنمتم من شىء فانّ للّه خمسه و للرّسول و لذى القربى و