اسلام و مشكل فقر
پيش از اين دربارهء مالكّيت خصوصى صحبت شد و اينك در خصوص مشكل فقر گفتگو مىكنيم هر چند اين دو بحث كاملًا مربوط مىباشد .
نوعاً براى ترسيم خط مشى اسلام در برابر مشكل فقر ، اصرار اسلام را براى كار و تجارت و زراعت و غيره پيش مىكشند و در آن باره صحبت مىكنند ولى بايد توجّه داشت كه مسئلهء مهمّ اين بحث تعيين خط مشى رهبرى اسلام است نه روش حقوقى و قانونى اسلام ، يعنى نمىخواهيم بگوئيم اسلام كجا را واجب و كجا را حرام دانسته و يا همچون روش بسيارى از بزرگان جهانى به تشويق زبانى كار قناعت كنيم و مهمترين فعاليّت اسلام را همين بدانيم .
بلكه مىخواهيم بدانيم اسلام چه كار مىكند كه مردم كار پيدا كنند و فقر را دور كنند ؟ آيا اسلام از عجز به زانو در مىآيد و ناچار به كسر جمعيّت و تحديد نسل و تنظيم خانواده مىگردد ؟ و يا شجاعانه هر چه فرزند توليد شود مىپذيرد ؟ و حتّى بهترين زن راآن مىداند كه