هم دريغ دارد چنان كه حال « سياهان » در « آمريكا » و افراد غير « كمونيست » « 1 » در « شوروى » ( روسيه ) و ساير اقليتهاى ملى در
هامش
( 1 ) - راجع به سياهان ، هر روز در روزنامهها و مجلات مهم دنيا اخبارى از اوضاع فلاكت بار آنهارا مىبينيد . ولى به عنوان نمونه دربارهى غير كمونيستهاى شوروى و خصوصاً برادران مسلمان ما كه گرفتار ديكتاتورى حزب كمونيست پشت ديوار آهنين هستند برايتان عرض كنم : سيد قطب در كتاب « عدالت اجتماعى در اسلام » مىنويسد : در اردوگاه كمونيسم ، مسلمانان را يكسره نابود مىكنند ، به طورى تعداد آنان در روسيهى شوروى در ربع قرن از 42 ميليون نفر به 26 ميليون نفر تقليل پيدا كردهاند و آنها از كارتها و كوپنها كه از ضروريات زندگى آنجاست محرومند به آنها گفته مىشود : شما هر وقت مىخواهيد ، به خدا برسيد ولى از غذا و طعام دولتى خبرى نيست همين خوراك را هم از خدا بخواهيد » در آمار اخير دولت شوروى تعداد مسلمانان فقط 15 ميليون نفر معرفى شده است . در يكى از نوشتههاى نويسندگان عرب ديدم كه : در مصر با چند نفر از « حجاج » مسلمان روسيه كه پس از سالها ممنوعيت موفق به دريافت اجازهاى از دولت « شوروى » براى « حج » شده بودند مصادف شدم . ديدم آن بيچارگان با يك نظرهايى كه پر از آه و حسرت بود به مغازهها و اجناس دكانهاى قاهره نگاه مىكردند و وقتى كه با آنها كمى صحبت كردم ديدم كه گوئيا در اثر فشارهاى زياد قوهى حافظهى خود را اساساً از دست دادهاند دربارهى ساير مذاهب هم تا حدودى چنين است .
البته با فرق زيادى به مقدار فرق اسلام و مبارزانش با مسيحيت و حدود فعاليتش - در روزنامهى كيهان تاريخ : 12 / 4 / 43 نوشته است : ارمنىهاى ماوراء قفقاز شوروى در نامهاى كه با امضاء 2500 نفر به خرشچف نوشتهاند از وضع فلاكت بار خود شكايت كردهاند . » ( البته بايد توجه داشته باشيد كه در زمان ديكتاتورى « استالين » حتى اين نامه نوشتنها هم بزرگترين جرم بود و در زمان خروشچف مختصرى تسهيلات در كار بود و اكنون كه حكومت او هم از هم پاشيده شده نمىدانيم با اقليتهاى مذهبى چگونه معامله مىشود ؟ ! ) و در اطلاعات تاريخ 31 / 4 / 43 نوشته است : مقامات شوروى يك فرقهى مذهبى مسيحى را به نام « مسيحيان ارتودوكس سرگردان » سركوب كرد و رهبرانش را به ارودگاههاى « كار اجبارى » در سيبرى فرستاد .
اينها همه مىرساند كه بشر نمىتواند خود رهبرى معين كند بايد هر كه را خداوند مصونيتش را از خطا و اشتباه در فهم قانون و تطبيق قانون و اجراء قانون تضمين فرمايد رهبر بدانند و در زمانى كه چنان رهبرى الهى نباشد بايد از ميان كسانى كه او معين نموده ( فقهاء روشن و بيدار ) رهبرى انتخاب كنند كه بالنسبة بهترين رهبر خواهند بود و گرنه به هر كجا كه روى آسمان همين رنگ است و البته فرق بسيار دارد ليكن درد ما را نيست درمان الغياث !