خاطر مىآورد و دعاى ندبه نيز همينطور .
اين معانى بلند و اين صور لفظى زيبا كه بهترين كلام را در زيباترين لفظ مىنماياند ، تنها از على عليه السّلام برمىخيزد كه قدرت ولايتش در قرب قدرت ولايت حق تعالى جاى دارد . سرچشمهء برترى كلمات و مطالب نهج البلاغه ، در برترى وجود شريف على عليه السّلام بر همهء جهان و جهانيان است :
اى كه ز كون و مكان وجود تو سابق است * جسم شريف تو را جان جهان بدرقه است
فروترين پايهات ولايت مطلقه است * دست يد الهىات به ما سوى فائقه است
كل ما فى الوجود الا مكانى بنوركم مشرقون
هرچه در عالم وجود امكانى است به واسطه نور شما روشن و تابناك است .
جهل ديگران نسبت به نهج البلاغه و اختلاف سخن پيرامون آن ، همچون اختلاف سخن در خود على است كه گروهى او را خليفهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم نمىدانند و گروهى او را خدا مىپندارند و تازه چهرهء واقعى على عليه السّلام را هم نديدهاند :
اى امير عرب اى كه آينهء غيبنمايى * بر سر افسر سلطان ازل ظل همايى
در پس پرده نهان بودى و قومى به ضلالت * حرمت ذات تو نشناخته گفتند خدايى
پس ندانم كه چه گويند گر از آن طلعت زيبا * پردهبردارى و آنگونه كه هستى بنمايى
البتّه نمىخواهيم بگوئيم كه بىترديد هر لفظ و كلمه نهج البلاغه از رهگذر سند قاطع يا متن وثيق خود به على عليه السّلام انتساب مىيابد ، اما اجمالا از اعتبار اين مجموعه آگاهيم ، مواردى را هم مىتوان يافت كه در آن سخنان