« لغوب » خستگى و دلتنگى است .
و در نهج البلاغه آمده است :
« . . . و گوشهاشان را حرمت نهاده است تا هرگز بانگ آتش را نشنود ، و تنهاشان را نگاهداشته است ، از اين كه رنجى يا سختيى بدان رسد » . « 38 » / 64 نصوص ما را با بيان برخى از نعمتهاى مهمانسراى پروردگارمان مشتاق آن مىسازد ، در حديثى مفصّل از پيامبر خدا ( ص ) آمده است :
« آن گاه همسر سپيد اندام او ( يعنى همسر مؤمن ) از خيمهء خود روى به سوى او مىآورد در حالى كه جنبش و صفاى وى هفتاد جامهء بافته با ياقوت و مرواريد و زبرجد بر او پوشانيده و به مشك و عنبر آميخته است . بر سر وى افسر بزرگوارى است و در پاهايش جفتى كفش زرّين آراسته به ياقوت و مرواريد كه سگك آنها ياقوت سرخ است ، آن گاه وى به دوستدار خدا نزديك مىشود ، و مؤمن مىكوشد كه از شوق وى برپاى خيزد ، ( و همسر حوريّهاش ) به دو مىگويد : اى دوستدار خدا امروز روز رنج و سختى نيست ، برنخيز ، كه من از آن توام و تو از آن منى » . « 39 » بدين سان رنج و سختى از انسان مؤمن ساقط مىشود كه حتى به اندازه برخاستن براى استقبال همسر خود كه از حور عين است رنج نمىبرد .
[ 36 ] اين از كسانى است كه ايمان آوردهاند ، امّا سزاى آنان كه كافر شدند چيست ؟
«
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نارُ جَهَنَّمَ لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا
- و كافران را آتش جهنّم است نه قضا بر آنها رود كه بميرند ، » در نصوص آمده است كه در روز قيامت مرگ را همچون گوسفندى ميان بهشت و دوزخ سر مىبرند ، پس نه بهشتيان مىميرند و نه دوزخيان ، بلكه همه
هامش
( 38 ) - نهج البلاغه / خطبهء 183 .
( 39 ) - نور الثّقلين ، ج 4 ، ص 367 .