امتدادى او ( مولاى متقيان ) را بگيريد و تا كار را تمام نكرده و صحنهء اسلام را از لوث وجود منافقان پاك نكردهايد ، اسلحه را زمين نگذاشته و آرام نگيريد . از طرف شما انصار ، جنگ آزموده و در صحنههاى حساس نبرد بودهايد . حال آن همه تحمل رنج و مشقت در زير فرمان ما چه شد ؟
لانَبْرَحُ و تَبرحُون نَأْمُرُكُمْ فَتَأْتَمرُونَ
؛ كار ما فرماندهى و كار شما فرمانبردارى بود ، كجا رفت آن مجاهدتها و آن جان فشانىها كه در نتيجهاش با گردش آسياب اسلام ، كفر به خاموشى گراييد ؟ اكنون هم همان زمينهء شرك و كفر به صورت اسلام جلوهگرى مىكند . پس موجبات قيام و انقلاب كاملًا موجود است .
با آن همه سوابق درخشان ، ممكن است عذر بياورند كه بنا به دلايلى مىتوانستند دست به قيام بزنند ، ولى صديقهء طاهره عليها السلام اين عذرها را موجه نمىداند . يكى از آن عذرها ممكن است نبودن و مطرح نكردن حقوق توسط صاحب حق باشد ؛ چون در آن جلسه حاضر نبود . در پاسخ مىفرمايد :
وأنتُم بِمَرأى و مَسمَع
. چگونه عدم حضور ، مىتواند عذر باشد ، در حالى كه شما مىبينيد و مىشنويد و در مجلسى كه به من ظلم مىشود آگاه هستيد و فرياد مىكنم ، پاسخ نمىدهيد ؟
نيز ممكن است فقدان زعيم اسلام و از بين رفتن پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله را عذر بياورند كه موجب دهشت و درهم ريختن و پراكندگى افكار شده بود .
أيقولونَ ماتَ مُحمد صلى الله عليه و آله
؟ اما اين عذر نيز موجه نبوده و موجب نمىشود كه در بازپسگيرى حق كوتاهى ورزند . آرى ، رحلت محمد صلى الله عليه و آله ضايعهء بزرگى بود ؛ ولى دو بُعد دارد : يك بعد ، بزرگى و جبران ناپذيرى ضايعه و بُعد ديگر ، تشخيص وظيفه و انجام آن در چنين روى داد بزرگى است . به بُعد اوّل با اين جملهها اشاره مىكند :
فخطْبُ جَليل . . .
آرى ، رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله روى دادى بس بزرگ و سستى آن وسعت يافته وموجى است كه شكافى بس فراخ در پهنهء وجود انداخت .
درست است كه نمىتوان نظيرى براى اين حادثه يافت ؛ زيرا حرمت خاندان پيامبر كه آيهء تطهير دربارهء آنان نازل شده بود از ميان رفت ؛ ولى با تصديق بزرگى مصيبت ، اين نيز نمىتواند عذر موجهى باشد ؛ چه اين كه اين حادثه ، بُعد ديگر قرآنى دارد كه عذر
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 558
مساهمون: عز الدين حسينى زنجانى
ص٥٥٨