تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
داشته باشد ؛ مگر ساده لوحان كم فهم كه تأمل كافى در روايات نمىنمايند . نيز هيچ يك از ناظران آثار ، در آن دچار شك و ترديد نشده‌اند ؛ مگر كسى كه از سر عناد ، از ننگ و عار شرم ندارد ، چنين امر روشنىرا انكار نمايد . « 1 »

رنج پذيرى على عليه السلام در راه خدا

متن : مَكدوداً في ذاتِ اللّهِ ؛ على عليه السلام در را خدا رنج‌پذير بود . شرح : ابن دأب « 2 » مىگويد : در جنگ احد هشتاد جراحت بر پيكر مولاى متقيان عليه السلام وارد آمده بود . جراحتى كه فتيله‌ها و پارچه‌ها را از يك طرف داخل آن مىكردند و از طرف ديگرِ جراحت‌ها بيرون مىآوردند ! رسول الله صلى الله عليه و آله به عيادتش آمد ؛ در حالى كه مانند قطعه گوشت كوبيده در روى پوستى افتاده بود . رسول اكرم صلى الله عليه و آله از ديدن اين همه جراحت گريست و فرمود : إِنّ رجلًا يصيبُه هذا في اللّهِ لَحقٌّ عَلَى اللّهِ أَن يَفعلَ بِهِ و يَفعل ؛ مسلماً مردى را كه اين همه در راه خدا فداكارى نمايد ، بر خدا حق است كه او را چنين و چنان بكند . مولا - صلوات اللّه عليه - در حالى كه مىگريست جواب داد : اى رسول خدا ! پدرم و مادرم فداى تو باد . سپاس خداى را كه مرا موفق كرد و در جنگ ، نه پشت به دشمن كردم و نه فرار نمودم . پدرم و مادرم فدايت ، چگونه از فيض شهادت محروم شدم ؟ فرمود : چنين نيست ، شهادت در آينده نصيب تو خواهد شد . رسول اللّه فرمود : ابوسفيان پيام داده و در حمراء الاسد « 3 » وعده گذاشته است . عرض كرد : پدرم و مادرم فدايت ! به خدا سوگند ! اگر پيكرم را به دوش بكشند - و بدتر از اين حال باشم - دست از دامن تو بر نمىدارم !
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ص 30 . ( 2 ) . ابو وليد عيسى بن يزيد بن بكر بن دَأب ، هم عصر موسى الهادىِ عباس و سرآمد دانشمندان عصر خود در ادبيات عرب وتاريخ بود . نزد خليفهء عباسى منزلتى بس ارجمند داشت . هنگام ورود به مجلس ، بالشى مخصوص داشت و اين مهم‌ترين منزلت نزد خليفه بود كه ديگران از آن محروم بودند . حتى روزى خليفهء عباسى به وى گفت : هر روز يا شبى كه تو را نبينم ، خيال مىكنم كه كسى ديگر را نخواهم ديد ( الكنى و الالقاب ، ج 1 ، ص 281 ) . ( 3 ) . حمراء الاسد : محلى در هشت ميلى مدينه است كه در جنگ احد ، مسلمانان مشركان را تا آن جا تعقيب نمودند ( معجم البلدان ) .