وجود خود احساس مىكنيد .
آيا راستى دست آفرينش اشتباهاً در وجود ما ترس و يا غم را قرار داده است ؟ !
تجزيه و تحليل
بهترين راه براى حل اين گونه مشكلات همان تحليل و تجزيه و موشكافى و نقادى است كه امام سوم ما سرور عشاق الهى ، حضرت امام حسين عليه السلام هم در حديث سابق الذكر خود اشاره فرموده كه : « از ادله دانشمند نقادى او است » . و گفتيم كه نقد همان بررسى خصوصيات تحليلى شىء مىباشد . البته علاوه بر تحليل و تجزيه بايد تركيب هم باشد كه پس از تجزيه و قسمت بندىها ، مطالب مربوط به هم تركيب يابند و مسئله حل شود . منظور از نقادى در حديث هم نه اين است كه تحليل براى علم كافى است بلكه چون در فرض علم ، مطلبى را در دست دارد و مركب را مفروض گرفته و در پى صحت آنست ، تنها نقادى ذكر شده است .
و گرنه اين همان اشكالى است كه به روش منطقى فيلسوف معاصر « برتراند راسل » داريم كه او تنها تحليل و تجزيه را پايه منطق و تفكر خود دانسته و بدين مناسبت خود را « آتوميست » منطق مىداند .
بايد با دقت در روحيات خود و ديگران ترسها و غمها را قسمت بندى نمود ، گاهى ترس از مشكلات زندگى است كه ما را آزار مىدهد .
گاهى ترس از دورى محبوب ( هر محبوبى كه دارد ، « هر كسى به اندازهء همتش » و اينكه مبادا وصال مبدل به فراق گردد ، گاهى ترسهائى به