است و بايد تمامى آن با تفسير معصوم باشد ، صحيح نيست .
مُغتبَط : مصدر آن « اغتباط » ، آرزو بردن به حال كسى بدون آنكه زوال آن را از وى بخواهد است ؛ در مقابل حسد كه زوال آن را آرزو مىكند .
أشياعه : جمع « شيعه » ، گروهها و قوميتهاى مختلف كه در اعتقاد به قرآن متحدند .
به تصريح اهل لغت ، اطلاق « شيعه » بر يك نفر و دو نفر و جمع و مذكر و مؤنث صحيح است . در اين آيه در مفرد استعمال شده است : « هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَهذا مِنْ عَدُوِّهِ » ؛ « 1 » در جمع مانند روايت : نحنُ العلماءُ و شيعتُنا المتعلّمون .
شيعه به فرقهاى گفته مىشود كه در محور عقيده واعتقادى گرد هم آيند و در تقويت آن به همديگر كمك كنند . اشياع مانند « شيع » جمع « شيعه » است . گاهى چند گروه با اين كه اختلافاتى دارند ، در برابر مسألهاى اختلاف را كنار گذاشته و متحد در برابر آن صفآرايى مىنمايند . كفر با وجود انواع مختلف چون در مقابل ايمان قرار مىگيرد يك ملت محسوب مىشود . و اين صفآرايى همواره در طول تاريخ ادامه داشته است ؛ يعنى منكران انبيا با وجود اختلافات ، خود عليه انبيا صفآرايى نمودهاند .
رضوان : رضا و خشنودى بسيار .
قائد : اسم فاعل از مصدر « مَقادَة و قيادة » ، كشيدن چهارپايان و غير آن .
قائد : كشنده از فرار ، جمع آن « قَادة » و « قُوّاد » در برابر « سَوق » به معناى
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 15 . .