« بصيرة » . بصيرت به معناى بيان و حجّتِ واضح است . بينة بصائره ؛ دليلهاى قرآن روشن و يا روشنگر است .
منكشفة : ظاهر و آشكار .
سرائر : جمع « سَريره » ، راز ، آنچه پنهان كنند .
منكشفة سرائره : رازهاى قرآن ظاهر و آشكار است . مراد ، آشكار بودن نزد اهلش مىباشد . و گرنه سرّ و راز نمىشد و آشكار و علنى مىگشت .
بُرهان : مكرراً در قرآن به معناى حجت و دليل روشن و استوار همراه با يك نحو نور و تجسم است . چنان چه مىفرمايد : « يا أَيُّها النّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛ « 1 » اى مردم ! به راستى از ناحيه پروردگار دليل روشن براى شما آمده است .
دلايل قرآن داراى دو ويژگى است :
الف ) مانند تابلوى نقاشى ، همراه با تجسم است .
ب ) روشن و استوار و بازدارنده از انحرافِ به سوى دليلهاى ناتمام ديگر است ؛ متجلّية : مؤنث « متجلّي » ، چيز نمودار و روشن . « وَالنَّهارِ إِذا تَجَلّى » ؛ « 2 » سوگند به روز وقتى كه روشن مىشود .
ظواهر : جمع « ظاهرة » ، آشكار . مردم هر زبانى بر حسب قواعد لغت و صرف و نحو آن ، از هر جمله و عبارتى ، معنايى را مىفهمند كه آن را « ظاهر » مىنامند ؛ مىفرمايد : ظواهر قرآن تجلى دارد و مىتوان به آن تمسك و استدلال نمود . سخن اخبارىها كه مىگويند : همهء قرآن مجمل
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 17 . .
( 2 ) . ليل ، آيهء 2 . .