تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 960

مساهمون:

ص٩٦٠
آورد ، اما شمعون به نزد قوم خويش بازگشت . گزارشى درباره‌ى پسران و دختران او ، و نيز كسانى از ايشان كه در روم باقى مانده و رومى شده‌اند در منابع ما نيست . البته در كتب مسيحيان آمده كه همسر وى نيز در روم همراهش بوده و با او به قتل رسيده است ، لذا هيچ بعيد نيست نسلى از او در روم مانده باشد . در قصة الحضارة 4 / 3944 مي‌نويسد : « لكتانتيوس براى ما از آمدن پطرس [ شمعون ] به روم در عهد نرون خبر داد ، و به گمان قوى او بارها به روم آمده است . . . در عبارات قديمى آمده كه همسرش نيز به همراه او به قتل رسيده است ، و او را وادار كردند تا اين صحنه كه همسرش را براى قتل مي‌برند ببيند . » لذا طبيعى است كه در روم و غير روم فرزندانى داشته باشد ، و برخى دختران و نوادگانش آنجا ازدواج كرده ، و در سطح پسران قيصرها باشند . اثبات الهداة 3 / 569 از فضل بن شاذان ( رحمه الله ) از محمد بن عبد الجبار روايت مي‌كند : « به مولايم حسن بن على عسكري ( عليه السلام ) عرض كردم : يابن رسول الله ! خدا مرا فداى شما گرداند ، دوست دارم بدانم پس از شما امام و حجت خدا بر بندگانش كيست ؟ فرمودند : پس از من ، پسرم امام و حجت خداست ، همو كه همنام و هم‌كنيه‌ى رسول‌خداست ، او آخرين حجت و خليفه‌ى خداست . عرض كردم : يابن رسول الله ! از چه كسى به دنيا مي‌آيد ؟ فرمودند : از دختر پسر قيصر پادشاه روم ، بدان ! او به دنيا مي‌آيد و به مدتى طولاني ، از مردم غائب مي‌شود ، سپس ظاهر مي‌گردد . » نگارنده : سند اين حديث صحيح و ممتاز است ، زيرا فضل بن شاذان ثقه آن را با يك واسطه كه محمد بن عبد الجبار ثقه است ، از امام‌عسكري ( عليه السلام ) روايت مي‌كند . و اين روايت ، روايت مفصل و صحيح محمد بن بحر شيبانى را تقويت مي‌كند .

چگونه خداوند مليكه را به نزد امام‌عسكري ( عليه السلام ) آورد ؟

صفحاتى پيش روايت مفصّل كمال الدين از محمد بن بحر شيبانى كه جريان جناب مليكه