تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
پس از من پرسش كنيد ، آنان هم پاسخ مثبت دادند . ناگهان پسرى بسان پاره‌ى ماه كه شبيه‌ترين مردم به ابو محمد بود حاضر شد ، امام ( عليه السلام ) فرمودند : اين امام شما بعد از من و خليفه‌ى من بر شماست ، از او فرمان بريد و پس از من پراكنده نشويد كه در اعتقادات خويش هلاك خواهيد شد . بدانيد ! شما او را بعد از اين روز ديگر نخواهيد ديد تا آنكه به سنّ و سالى برسد ، پس آنچه كه عثمان مي‌گويد را از او بپذيريد و به فرمانش عمل كنيد ، سخن او را قبول كنيد كه خليفه‌ى امامتان است و اختيار با اوست . » 8 . كمال الدين 2 / 381 از ابو هاشم داود بن قاسم از امام هادي ( عليه السلام ) : « جانشين پس از من حسن است ، ولى چگونه به جانشينِ بعد از جانشين دست يابيد ؟ عرض كردم : خدا مرا فدايت گرداند ، چطور ؟ فرمودند : شما او را نمي‌بينيد و ياد كردن او به نام بر شما حلال نخواهد بود ، گفتم : پس چگونه ايشان را ياد كنيم ؟ فرمودند : بگوييد : حجت از آل محمد ( عليهم السلام ) . » 9 . اثبات الهداة 3 / 700 از فضل بن شاذان در اثبات الرجعة : « ابراهيم بن محمد بن فارس نيشابورى گويد : هنگامى كه عمرو بن عوفِ والى قصد كشتن مرا كرد ، هراسى عظيم مرا فرا گرفت . با خانواده‌ام وداع كردم و به سمت خانه‌ى ابو محمد ( عليه السلام ) آمدم تا با ايشان نيز وداع كنم ، و قصد فرار داشتم . چون بر ايشان وارد شدم پسرى را ديدم كه در كنار ايشان نشسته است . چهره‌ى او مانند ماه شب چهارده مي‌درخشيد ، از نور و درخشش او مبهوت شدم و نزديك بود فراموش كنم براى چه آمده‌ام ، آن پسر فرمود : اى ابراهيم ! مگريز ، زيرا خداوند شرّ او را از تو كوتاه خواهد نمود ، پس حيرتم فزونى يافت . به امام‌عسكري ( عليه السلام ) گفتم : آقاى من ! اى پسر رسول‌خدا ! اين كيست كه از درون من خبر داد ؟ فرمودند : اين پسر من و خليفه‌ى من پس از من است . در آخر روايت آمده كه وقتى ابراهيم از نزد امام ( عليه السلام ) بيرون آمد ، عمويش به او خبر داد كه معتمد برادرش را به سراغ عمرو بن عوف فرستاده و به او دستور قتل وى را داده است . » كشف الحق / 44 آن را به طور كامل نقل مي‌كند و در ادامه‌ى آن آمده است : « هموست كه غيبتى طولانى خواهد داشت ، و بعد از آنكه زمين از ستم و ظلم آكنده شود ظاهر شده