همان 1 / 387 از كعب ميآورد : « مردى از بنى هاشم وارد بيتالمقدس ميشود . او دوازده هزار نگهبان دارد . . . كعب در روايتى ديگر گويد : او سى و شش هزار نگهبان دارد . بر هر مسيرى كه به بيتالمقدس منتهى ميشود دوازده هزار نفر .
ارطاة گويد : عمر او دراز خواهد بود . او به ستم ميپردازد و در اواخر عمر پرده دارانش بسيار خواهند شد . ثروت او و نزديكانش چنان فراوان ميشود كه لاغر آنها به فربه ساير مسلمين ميماند . . . »
وى در ادامه جريان جبار قريش را ذكر ميكند ، و نيز رخدادهايى غريب در آينده كه قريشيان در آن ظالمانند و يمنيها مظلومان ، و عجيب است كه شخصيت امام ( عليه السلام ) را غير اصلى
معرفى ميكند !
بررسى روايات نبرد دمشق و قدس
1 . همچنانكه ميبينيم اين روايات دستخوش خيالات راويان شده است ، مخصوصاً روايات ابنحماد كه مهمترين منبع سنيان در روايات ملاحم و پيشگويى است . عموم آن را هم بافتههاى كعب الاحبار و هم پيالگانش تشكيل ميدهد ، كسانى كه از پيش خود سخن ميگويند ، و گاه آن را به رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) نسبت ميدهند !
كلام اينان نزاع قبائل عرب را به تصوير ميكشد ، امرى كه پس از مرگ يزيد شدّت يافت .
2 . واضح است كه راويان احاديث مربوط به حضرت مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) را بر دوران خود پياده كردهاند ! آنها نشانهها و معجزات امام ( عليه السلام ) از جمله نداى آسماني ، و اوصاف ياران ايشان را براى يمنيها جلوه دادهاند !
3 . برخى از اين گزارشات با مسلّمات روايات شيعه و سنى تعارض دارد ، مثل آنكه ميگويد امام ( عليه السلام ) ميميرد ، و پس از ايشان جبارى قريشى به حكومت ميرسد ، يمنيها با قريشيان ميجنگند و همهى آنان را از بين ميبرند ، تا جايى كه كفش قريشى تحفه خواهد شد !
و ديگر عناصر خيالى موجود در آنها پيرامون روم ، قسطنطنيه ، عيسي ( عليه السلام ) ، دجال و وقايع بعد از حضرت ، و پيش از اين نيز گذشت كه آنان چسان احاديث مربوط به شام و دجال را