تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
دست گرفته و يا كسى كه در شبى تاريك بر درختى خاردار دست بكشد . فساد او به جايى مي‌رسد كه دخترش را به بازار مي‌فرستد و او به همراه مأموران و در حالى كه زيور آلاتى طلايى و لباسى كه او را نمي‌پوشاند دارد ، در آن رفت و آمد مي‌كند . اگر كسى تنها در يك جمله بر او خرده گيرد گردنش را بزنند . او روزى مردم را قطع مي‌كند و به دنبال آن آنها را از عطاياى خود محروم مي‌نمايد . سپس فرمان مي‌دهد مردم يمن را از شام اخراج كنند . مأموران همچنين كرده آنان را از شام و اطراف آن بيرون مي‌كنند ، آنان هم مي‌آيند تا به بصرى برسند ، و اين در اواخر عمر او خواهد بود . اهل يمن نامه‌ها ميان خود مي‌نويسند و گرد هم مي‌آيند ، گروه گروه شده مي‌گويند : كجا مي‌رويد و سرزمين و هجرتگاهتان را وا مي‌گذاريد ! و تصميم مي‌گيرند با يكى از ميان خود بيعت كنند . آنها مشغول بررسى گزينه‌ها هستند كه صدايى كه نه از جن است و نه از انس را مي‌شنوند كه مي‌گويد : با فلانى بيعت كنيد و نام او را مي‌گويد . آنها هم به او - كه در ميان گزينه‌هايشان نبود - رضايت مي‌دهند . در پى آن گروهى را به نزد جبار قريش مي‌فرستند و او همه‌ى آنها را به قتل مي‌رساند و تنها يك نفر را زنده مي‌گذارد تا خبر دهد . اهل يمن به قصد او - كه بيست هزار مأمور دارد - مي‌روند . قبايل لخم ، جذام ، عامله و جدس نيز به آنها مي‌پيوندند و همانسان كه يوسف پناهگاه برادرانش در مصر بود ، يمنيان را يارى خواهند كرد . سوگند به كسى كه جان كعب در دست اوست ، لخم و جذام و عامله و جدس از اهالى يمن هستند . اى اهل يمن ! اگر اينها نزد شما آمدند و نسبت خود را جويا شدند ، آنان را كمك كنيد كه از شمايند . آنها مي‌روند تا به بيت‌المقدس مي‌رسند . جبار قريش به همراه لشكريانش به مصاف آنها مي‌آيد ولى شكست مي‌خورد . » همان 2 / 622 مي‌نويسد : « در زمان هاشمى كه پس از مهدى در بيت‌المقدس خواهد بود و به ستمگرى خواهد پرداخت ، چنان مي‌شود كه او دخترى با لباسى كه او را نمي‌پوشاند را [ براى انجام كارهايش ] مي‌فرستد . در آن زمان زمين لزره ، مسخ و فرو رفتن زمين خواهد بود . »
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 724 | الشيخ علي الكوراني العاملي