تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
الملاحم و الفتن / 296 از اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در وصف اين نبرد روايت مي‌كند : « پس خداوند بر سفيانى غضب مي‌كند ، و خلق خدا به خاطر غضب او خشمگين مي‌شوند . پرندگان با بال‌ها ، كوه‌ها با صخره‌ها و ملائكه با فريادشان آنان را مي‌زنند . ساعتى نخواهد گذشت مگر آنكه خدا تمام ياران سفيانى را هلاك كند ، و در زمين تنها او باقى ماند . آنگاه مهدى او را مي‌گيرد و زير درختى كه شاخه‌هايش آويخته ، در كنار درياچه‌ى طبريه ذبح خواهد كرد . » در برخى روايات سخن از امداد غيبى مسلمين به ميان آمده است : « آن روز صدايى از آسمان به گوش مي‌رسد ، منادى ندا مي‌كند : اولياى خدا ياران فلان - مقصود مهدى است - هستند . آنگاه ياران سفيانى مغلوب و همه كشته مي‌شوند ، جز آنكه رانده شده است . » ممكن است بعضى اشكال كنند كه در منابع سنيان روايات در اين باره بسيار است ولى با حركت بنى عباس خلط شده ، از اين رو نمي‌توان اعتماد نمود ، لكن اين امر ضررى به اصل مطلب كه روايات امامان ( عليهم السلام ) آن را تأييد مي‌كند ، و با حركت امام ( عليه السلام ) از مكه به عراق و بعد از آن به دمشق و قدس منسجم است ، نمي‌رساند .

امام ( عليه السلام ) در درّه‌ى عذراء در نزديكى دمشق اردو مي‌زند

در حديث طولانى جابر از امام باقر ( عليه السلام ) پيشتر گذشت : « آنگاه به كوفه مي‌آيد و مدتى طولانى كه خدا مي‌خواهد در آن درنگ مي‌كند تا بر آن غالب آيد . سپس به همراه يارانش به عذراء مي‌آيد و اين در حالى است كه مردم بسيارى به او پيوسته‌اند . سفيانى در آن زمان در وادى رمله به سر مي‌برد . دو لشكر در روز ابدال با يكديگر برخورد مي‌كنند . مردمى از شيعيان آل محمد ( عليهم السلام ) كه با سفيانى بوده‌اند ، [ از لشكر او ] بيرون مي‌آيند ، و گروهى كه با خاندان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) بودند به سفيانى ملحق مي‌گردند ، و هركسى به پرچم خود مي‌پيوندد . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مي‌فرمايند : آن روز سفيانى و يارانش كشته مي‌شوند به طورى كه حتى خبر رسانى از آنها باقى نمي‌ماند ، و آن روز زيانكار كسى است كه از غنيمت [ بني ] كلب بهره‌اى نبرد . »