غير بنى عباس تفسير شود ، زيرا اين امور به ظهور اتّصال دارد . فراتر آنكه در برخى از رواياتى كه تصريح به بنى عباس شده است ، ممكن است در واقع امام ( عليه السلام ) بنى فلان يا آل فلان فرموده باشند ، ولى راوى چون تصور ميكرده مقصود فرزندان عباس است ، در روايت لفظ بنى عباس را آورده است . البته بيان ديگرى نيز هست ، و آن اينكه بگوييم مراد خطّ و سيرهى بنى عباس در دشمنى با اهلبيت ( عليهم السلام ) است - كه پيش از اين نيز گذشت - ، نه اشخاص آنها ، چرا كه تمامى دشمنيهاى با اهلبيت ( عليهم السلام ) پس از منصور عباسى به دو كه مؤسّس است رجوع ميكند . الفتوح 2 / 78 روايتى را از حضرت امير ( عليه السلام ) نقل ميكند كه در آن خراسان ستوده و فتح آن بر دستان حضرت مهدي ( عليه السلام ) عنوان شده است . امورى نيز پيرامون بخارا ، خوارزم ، چچن ، بلخ ، طالقان ، ترمذ ، اشجرده ، سرخس ، ياسوج ، گرگان ، قومس ، سمنان ، طبرستان و ديگر مناطق ذكر شده است ، علاوه بر آنكه ستايش برخى از اين مناطق و ذمّ بعضى ديگر را نيز در بر دارد . ( 1 ) لكن آثار وضع بر آن ظاهر ميباشد . علاوه بر آنكه نميتوان آن را بر حركت ظهور امام ( عليه السلام ) تطبيق نمود ، زيرا ممكن است در مورد امورى باشد كه پيشتر رخداده است .
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 695
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٩٥
در احاديث آمده كه در سال ظهور نزاعى داخلى در ايران ، و ميان ياران امام ( عليه السلام ) و كسانى كه خوش ندارند ديار خود را تسليم كنند ، در ميگيرد .
روايات صحيح سخن از قيام انصار امام ( عليه السلام ) در ايران دارند ، قيامى گسترده كه به نهضتى ميماند ، و اينكه اينان بر مخالفان خود غالب ميشوند .
غيبت نعمانى / 273 از ابو خالد كابلى از امام باقر ( عليه السلام ) : « گويا قومى را ميبينم كه در مشرق خروج كردهاند و حق را ميطلبند ولى به آنان داده نميشود . سپس [ ديگر بار ] آن را طلب ميكنند ولى به آنها نميدهند . چون چنين بينند شمشيرهايشان را بر شانهها بگذارند ،
پس آنچه را خواسته بودند به آنها بدهند ولى نپذيرند تا آنكه قيام كنند ، و آن را جز به
هامش
( 1 ) . و نيز ر . ك به البيان گنجى / 491 ، عقد الدرر / 122 ، جمع الجوامع 2 / 104 ، اثبات الهداة 3 / 599 و بحار الانوار 51 / 87