ستايش يمنيها در منابع مسلمين
همگان مدح يمنيها بر زبان پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) و در روايات صحيح را نقل كردهاند ، يكى از مشهورترين آنها اين است : صحيح مسلم 2 / 1005 و مسند احمد 2 / 457 از ابو هريره از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) روايت ميكنند : « ايمان يمنى است ، كفر از سمت مشرق ميآيد ، آرامش در ميان گوسفندداران است ، ريا و فخر فروشى در كسانى است كه در ميان چارپايان و زمينهايشان فرياد ميزنند ، صاحبان شتر و اسب . » كافى 8 / 69 از امام باقر ( عليه السلام ) از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) نقل ميكند كه در ضمن حديثى فرمودند : « بلكه مردان اهل يمن برترند ، ايمان و حكمت يمنى هستند ، و اگر هجرت نميكردم مردى از اهل يمن ميبودم . جفا و سخت دلى در ميان كسانى است كه در ميان چارپايان و زمينهايشان فرياد ميزنند ، صاحبان شتر . » كمال الدين 2 / 541 از حضرت على از رسولخدا ( عليهما السلام ) نقل ميكند : « كسى كه اهل يمن را دوست دارد ، مرا دوست داشته ، و هر كه آنان را دشمن دارد ، مرا دشمن داشته است . » غيبت نعمانى / 39 از جابر روايت ميكند : « اهل يمن با رويى گشاده حضور رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) رسيدند ، چون وارد شدند ، حضرت فرمودند : گروهى با دلهاى نرم و ايمانى راسخ ، منصور كه با هفتاد هزار تن خروج ميكند از آنهاست ، او جانشين من و جانشين وصى مرا يارى خواهد كرد ، بند شمشيرشان از ليف است . » آنچه به بحث ما مربوط ميشود نقش آنان در دوران ظهور است . در منابع ما رواياتى وارد شده كه به يمانى كه ناصر و وزير امام ( عليه السلام ) است بشارت ميدهد ، و بيان ميكند كه وى در صنعاء ظاهر ميگردد . اما در منابع اهلسنت حديثى در نكوهش وى آمده است ، و دهها سخن معارض با يكديگر ، از جمله آنكه در برخى سخن از ظهور يمانى پيش از امام ( عليه السلام ) است و در بعضى ديگر پس از ايشان ! اين امر دلالت ميكند كه قريشيان بر روايات و منابع آنان سيطره و احاطه داشتهاند . آنان از نقل هر روايتى كه سخن از رهبرى قحطاني ( 1 ) به ميان آرد منع ميكردند ، چرا كه سيادت قريش بر عرب را