مشرق بالا رود . آنان حق را ميخواهند ولى به آنها نميدهند ، آنگاه [ ديگر بار ] آن را ميخواهند ولى نميدهند ، سپس [ براى بار سوم ] آن را خواستار ميشوند ولى به ايشان نميدهند . پس پيكار ميكنند و مورد نصرت قرار ميگيرند . هر كسى از شما يا نسلتان آن را درك كرد نزد امام اهلبيتم برود اگر چه چهار دست و پا بر روى برف ، زيرا آنها بيرقهاى هدايت هستند و آنها را به مردى از اهلبيتم ميسپارند . . . » ( 1 ) اين روايت در منابع ما نيز آمده است ، دقيقترين نقل ، روايت غيبت نعمانى / 273 از ابو خالد كابلى از امام باقر ( عليه السلام ) است : « گويا قومى را ميبينم كه در مشرق خروج كردهاند و حق را ميطلبند ولى به آنان داده نميشود . سپس [ ديگر بار ] آن را طلب ميكنند ولى به آنها نميدهند . چون چنين بينند شمشيرهايشان را بر شانهها بگذارند ، پس آنچه را خواسته بودند به آنها بدهند ولى نپذيرند تا آنكه قيام كنند ، و آن را جز به صاحبتان ندهند ، كشتههاى آنها شهيدند . بدان ! اگر من آن [ دوران ] را درك ميكردم ، جانم را براى صاحب اين امر نگاه ميداشتم . » ( 2 ) چند نكته : اول : اين حديث تواتر معنوى دارد زيرا به طرق متعدد و از چند تن از صحابه نقل شده است ، لذا به صدور آن از رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) اطمينان مييابيم ، و اينكه ايشان خبر از مظلوميت اهلبيتشان ( عليهم السلام ) ، و استمرار اين ظلم تا زمان ظهور اينان كه از مشرق بر ميخيزند ، و عرصه را براى حضرت مهدي ( عليه السلام ) - كه مدتى پس از قيام دولت آنان ظاهر ميشود و آنها بيرقشان را تسليم ميكنند - فراهم ميكنند ، دادهاند . دوم : مقصود از اين دو عنوان ايرانيان هستند و اين نزد صحابهى راوى اين حديث ، و تابعين و پسينيان آنان در طول روزگار مورد اتفاق است ، چرا كه آنان حتى به طور نادر هم ادعا نكردهاند اينان مثلا اهالى تركيهى فعلي ، افغانستان ، هند يا جايى ديگرند . بلكه برخى از بزرگان محدثين
فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 682
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٦٨٢
هامش
( 1 ) . مسند بزار 4 / 310 و 354 ، سنن دانى / 92 ، جامع سيوطى 3 / 101 ، زوائد ابن ماجه / 527 ، السنن فى الفتن 5 / 1029 و المعجم الاوسط 6 / 327
( 2 ) . و نيز دلائل الامامه / 233 و 235 ، مناقب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) محمد بن سليمان 2 / 110 ، الملاحم و الفتن / 52 و 161 ، كشف الغمة 3 / 262 و 268 ، العدد القوية / 90 ، اثبات الهداة 3 / 595 و بحار 51 / 82 و 83