امروز در آرامش بيشترى به سر ميبريد نسبت به آن روز [ دوران حضرت مهدي ( عليه السلام ) ] . . . »
بحار 52 / 358 از بشير نبال روايت ميكند : « به امام باقر ( عليه السلام ) گفتم : اينان گويند : چون مهدى قيام كند امور خود به خود سامان ميگيرد و به اندازهى خون حجامت هم خونى نميريزد ، ايشان فرمودند : هرگز ، اگر براى كسى امور خود به خود سامان مييافت ، براى رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) سامان ميگرفت ، آن هنگام كه دندانهاى رباعى ايشان به خون آغشته و صورتشان زخم شد ، هرگز ، قسم به آنكه جانم به دست اوست [ سامان نمييابد ] تا آنكه ما و شما با عرق و خون غليظ مواجه شويم ، آنگاه بر پيشانى خود دست كشيدند . »
غيبت نعمانى / 297 از امام صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « قائم ( عليه السلام ) در جنگ خود با چيزى مواجه ميشود كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) با آن مواجه نشد ؛ پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به سراغ آنان آمد در حالى كه سنگ كنده كارى شده و چوبهاى تراشيده را ميپرستيدند ، ولى آنها بر قائم ( عليه السلام ) خارج ميشوند و كتاب خدا را بر ضدّ او تأويل ميكنند و بر اساس آن با ايشان ميجنگند . »
همان / 296 مشابه آن را از فضيل بن يسار از ايشان نقل ميكند و در ادامهى آن آمده است : « بدان ! به خدا سوگند عدالت او ، اندرون خانههايشان وارد ميشود ، همان گونه كه گرما و سرما داخل ميشود . »
امام ( عليه السلام ) در برابر اين تكذيب و عناد ناگزير است كه فاسدان را ريشه كن سازد .
برخورد شديد با ستمگران
غيبت نعمانى / 231 از ابو خديجه از حضرت صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « حضرت علي ( عليه السلام ) فرمودند : من حق داشتم پشت كننده [ از جنگ ] را بكشم و كار مجروح را تمام سازم ، ولى اين كار را به خاطر فرجام يارانم واگذاردم ، كه اگر مجروح شدند كارشان را تمام نسازند ، و قائم حق آن دارد پشت كرده را بكشد و كار مجروح را تمام سازد . »
كافى 8 / 233 از معاوية بن عمار از آن حضرت روايت ميكند : « اگر كسى از شما قائم را آرزو كرد ، آن را در حال عافيت آرزو كند ، زيرا خداوند حضرت محمد ( صلى الله عليه وآله ) را براى رحمت فرستاد ، ولى قائم را براى انتقام ميفرستد . »